اخم های آیلین توی هم کشیده شد
اخم های آیلین توی هم کشیده شد
جئون؟
اسمش را توی مدرسه نشنیده بود!
اما فعلا ان مهم نبود
مهم این بود که چه کسی اسمش را برای مسابقه داده بود
با چشمانش توی جمعیت گشت
همان لحظه با لبخند خبیث لیان مواجه شد
چشمهایش را محکم روی هم فشرد
٫٫شیبال!٫٫
بلند شد و سمت تهیونگ رفت
+:«هی»
تهیونگ برگشت لبخندی نداشت
اما صورتش بی احساس نبود
خستگی ذوق و تعجب توی چهره اش دیده میشد
آیلین چشمهایش را دوباره روی هم فشرد و سپس گفت
+:«من اسممو برا مسابقه ندادم. اسممو خط بزن»
و سپس خواست برگردد که تهیونگ لحنش کنایه دار شد
_:«نکنه میترسی ببازی؟»
آیلین اخم کرد و ناخنش را درون کف دستش فشرد
+:«من نمیترسم! فقط نه امادگیشو دارم نه لباس راحت همراهم اوردم»
تهیونگ تکخندی زد
اما آن فقط تکخند نبود
حس هایی پشتش بود
تنفر ، حسادت ، کنایه ، تیکه و پوزخند
_:«نترس لباس راحتی هم بهت میدم...فقط بگو موتورت رو بیارن...اوه یادم نبود توان خریدشو نداری»
آیلین اخمش باز شد پوزخند زد
+:«حواست باشه نبازی...راستی...اگه من اول شدم باید کاری برام انجام بدی»
و بعد بدون منتظر ماندن برای جواب سمت میزش رفت
چند مین بعد چیزی بسته بندی شده روی میز افتاد
آیلین اخم کرد و نگاهش را به مرد قد بلند روبه رویش داد
٫٫کیم تهیونگ٫٫
_:«این لباست...»
سپس سوییچ سبز رنگ را روی میز انداخت و ادامه داد
_:«اینم سوییچ موتوری که برات اوردن»
آیلین تکخندی که خیلی شبیه به پوزخند بود زد
+:«موتوری که برام آوردن نه! پرنسس لی ایلین»
کیم هیچ توجهی نکرد و راهش را کشید و رفت
#Mahlin
#BTS #RM #JIN #SUGA #J_HOP #JIMIN #TAEHYUNG #JUNGKOOK #ARMY #BTS #BANGATAN #FEYK
#فیک_بی_تی_اس
#بنگتن_نیوز
#مهسا_نویس
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک
#ارمی #بی_تی_اس #بنگتن #فیک
جئون؟
اسمش را توی مدرسه نشنیده بود!
اما فعلا ان مهم نبود
مهم این بود که چه کسی اسمش را برای مسابقه داده بود
با چشمانش توی جمعیت گشت
همان لحظه با لبخند خبیث لیان مواجه شد
چشمهایش را محکم روی هم فشرد
٫٫شیبال!٫٫
بلند شد و سمت تهیونگ رفت
+:«هی»
تهیونگ برگشت لبخندی نداشت
اما صورتش بی احساس نبود
خستگی ذوق و تعجب توی چهره اش دیده میشد
آیلین چشمهایش را دوباره روی هم فشرد و سپس گفت
+:«من اسممو برا مسابقه ندادم. اسممو خط بزن»
و سپس خواست برگردد که تهیونگ لحنش کنایه دار شد
_:«نکنه میترسی ببازی؟»
آیلین اخم کرد و ناخنش را درون کف دستش فشرد
+:«من نمیترسم! فقط نه امادگیشو دارم نه لباس راحت همراهم اوردم»
تهیونگ تکخندی زد
اما آن فقط تکخند نبود
حس هایی پشتش بود
تنفر ، حسادت ، کنایه ، تیکه و پوزخند
_:«نترس لباس راحتی هم بهت میدم...فقط بگو موتورت رو بیارن...اوه یادم نبود توان خریدشو نداری»
آیلین اخمش باز شد پوزخند زد
+:«حواست باشه نبازی...راستی...اگه من اول شدم باید کاری برام انجام بدی»
و بعد بدون منتظر ماندن برای جواب سمت میزش رفت
چند مین بعد چیزی بسته بندی شده روی میز افتاد
آیلین اخم کرد و نگاهش را به مرد قد بلند روبه رویش داد
٫٫کیم تهیونگ٫٫
_:«این لباست...»
سپس سوییچ سبز رنگ را روی میز انداخت و ادامه داد
_:«اینم سوییچ موتوری که برات اوردن»
آیلین تکخندی که خیلی شبیه به پوزخند بود زد
+:«موتوری که برام آوردن نه! پرنسس لی ایلین»
کیم هیچ توجهی نکرد و راهش را کشید و رفت
#Mahlin
#BTS #RM #JIN #SUGA #J_HOP #JIMIN #TAEHYUNG #JUNGKOOK #ARMY #BTS #BANGATAN #FEYK
#فیک_بی_تی_اس
#بنگتن_نیوز
#مهسا_نویس
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک
#ارمی #بی_تی_اس #بنگتن #فیک
- ۴۶۵
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط