{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

م اون این پولارو میفرسته

8
م. :اون این... پولارو ... میفرسته؟

ات* سر تکون داد

م: پس تو چرا ... تمام این مدت... بهم نگفتی

ات: ببخشید مامان درگیر بودم (بغض)

م.:دستشو رو صورتش کشید..... دختر قشنگم.... واسه چی... گریه میکنی

ات: چیزی نیست.... حتما گشتته میرم و است به چیزی آماده کنم (گریه) از کنارش بلند شد و وارد آشپز خونه شد نشست رو زمین و شروع کرد به آروم آروم گریه کردن

ات: ببخشید مامان که بهت دروغ میگم.... مجبورم بهت دروغ بگم نمیتونم همه حقیقتو بهت بگم مامان نمیتونم بهت بگم بخاطر پول درمانت با مدیر مدرسم..... (گریه)

[صبح روز بعد ]

ات* به سمت کلاسم رفتم و وارد کلاسم شدم و جیمین رو جلوم دیدم
بدون اهمیت بهش به سمت صندلیم رفتم که موهام محکم از پشت کشیده شد

جیمین: بهت یاد ندادن سلام کنی؟

ات: دستشو رسوند به موهاشو موهاشو به چنگ گرفت.... نمیدونستم
که باید به حیوونا هم سلام بدم (حرص)

جيمين :مع حیوون ؟ پارک ات دیگه زیادی داری از حدت
می گذری ..... الالم ول کن موهامو (عصبی )
دیدگاه ها (۱۹)

9ات: اونی که داره از حدش میگذره تو هستی نه من... خودت اولموه...

10کوک: خوبه.... بعد مدرسه جفتتون میمونید آزمایشگاه رو تمیزمی...

6ات *تو راه برگشت به خونه بودم که با صدای بوق ماشین سرجام ای...

5مین هیوک:تو حالت خوبه ا. ت؟ مثل اینکه رنگت پریده (نگران)ات:...

part 5عشق پنهانجونگ کوک: اجومااا《 داد》اجوما: بلهجونگ کوک: گو...

part 13مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط