{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مین هیوکتو حالت خوبه ا ت مثل اینکه رنگت پریده نگران

5
مین هیوک:تو حالت خوبه ا. ت؟ مثل اینکه رنگت پریده (نگران)

ات: اوه نه خوبم

مین هیوک *آروم به سمتش رفت و دستشو گرفت... بیا بریم کمی صورتتو آب بزن

ات* با هم به داخل حیاط رفتن.... سرویس دخترونست خودم میرم
(لبخند)

مین هیوک: عوم باشه پس من اینجا منتظرت میمونم (لبخند)

ات *وارد سرویس شد و آب و باز کرد و دستشو با آب پر کرد و پاچید رو صورتش برای لحظه ای از داخل آینه به خودش نگاهی انداخت و
آب و بست و خارج شد

مین هیوک: بریم؟ (لبخند)

ات: عوم (لبخند)

ات *به سمت کلاسمون رفتیم و واردش شدیم و رو صندلیم نشستم و منتظر موندم تا کلاس شروع بشه

(بعد از تموم شدن مدرسه)

ات: با مین هیوک از مدرسه خارج شدیم مین هیوک: میتونم بغلت کنم؟ (لبخند)

ات: اوه البته

مین هیوک( آروم بغلش کرد )

مین هیوک: میبینمت فردا (لبخند)

ات: عومم (لبخند )
دیدگاه ها (۱۱)

6ات *تو راه برگشت به خونه بودم که با صدای بوق ماشین سرجام ای...

8م. :اون این... پولارو ... میفرسته؟ات* سر تکون دادم: پس تو چ...

4کوک *کمرشو محکم تو دستش فشورد.... واسه چی لال شدی؟!ات: ع.عا...

3ات: بعد از به صدا در اومدن زنگ خسته به سمت بطری ابم رفتم وه...

35[چند روز بعد]ات: بعد از پوشیدن لباسش جلوی آینه کمی میکاپ ک...

31ات :با گفتن حرف جیمین کل کلاس شروع کردن به خنده کردن که می...

27ات: فقط ..... با زنگ خوردن گوشیش حرفش قطع شد و به صفحه نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط