گمانم یک جای سخت قصه علاقه وقت اجبار به ایفای نقش تلخ و

گمانم یک جای سخت قصه علاقه، وقت اجبار به ایفای نقش تلخ و

گمانم یک جای سخت قصه علاقه، وقت اجبار به ایفای نقش تلخ و دردناک "آدم بده" است. آدمی که شوق را می کشد و به سکوت و سردی، نشانه های علاقه را نادیده می گیرد. آدمی که خواستن را انکار می کند و دوری می کند، نه به میل و رغبت که به ضرب تازیانه نکبت دوران. از این ها بدتر، آنجا که می شوی ملک عذاب کسی که می دانی دل شیشه ایش از مهر تو پر است، بد می شوی و بدکارگی می کنی و می رنجانی و میرمی و بازی را به هم می زنی. زخم های کوچک می زنی در هراس از زخم های بزرگتری که بعدا خواهی زد، یا بعدا خواهد زد، اگر بماند.
بعد، آدمها اگر قصه ات را بشنوند محاکمه ات می کنند که تو حق نداشتی جای دیگری تصمیم بگیری. میگذاشتی بماند، زخم بخورد و اگر خسته شد، خودش برود. و هیچکس نمی داند خلوت گزیده نه از هراس رنجاندن که از هراس رنجیدن است اگر دور میماند. جان خودش جای زخم تازه ندارد. جان خودش جای انگ بد بودن و کم بودن و خواسته نشدن ندارد. جان خودش از دست رفته است. شما هم از من بشنوید و باور کنید، بهتر است به آن ها که ته غارشان در تاریکی نشسته اند خورشید را نشان ندهید، یادشان رفته این هرم نورانی بوسیدن و بوسیده شدن چه لذتی دارد، گرمای موقتی دل دمدمی تان یخ دلشان را آب می کند و آن وقت در تمام زمستان تنهایی عذاب خواهند کشید. اگر گفت برو، برو و با تاریکی های دنیا تنهایش بگذار. سرت گرم و دمت خوش باد کنار بقیه نورنشین ها...
همین.
دیدگاه ها (۳)

🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…😭 چه کسی می‌داند در سکوتِ خانه‌...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

سناریو تهیونگ

نقد فیلم «سقوط2: نقطه‌ی مرگ»

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

آقای پزشکیان، عکس بچه‌ها رو در سازمان ملل بالا بردین، اما به...

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

مشاور قالیباف: خیابان و میادین توسط نئوفرقانی ها و نئوخوارج ...

contact 🍷#contract𝑃𝑇8ویو هویج:روز بعد:صدای سم اسب‌ها از پشت ...

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط