رمان عشق ووفشم

رمان عشق ووفشم💜
پارت دوم:

ارسلان: غورباغه

متین : درد غورباغه اسم دارم گوسفند😶

ارسلان: اون دختره بود دیر اومده بود استاد اسمشو صدا زد گفت دیانا اسمش دیاناعه ن

متین: اره حتما دیگ چطو

ارسلان: ازش خوشم اومده

متین: پشمام 😳😂

متین: حالا من ی چیز بگم

ارسلان: بنال 🤣

متین: درد منم از دوستش نیکاعه خوشم اومده 😂😁

ارسلان: واقعاً

متین: ارع

ارسلان: خو اونا دوست صمیمین دیگ بیا بریم بهشون بگیم😆

متین: باشه بریم
____________________
دیانا: نیکااااااااا دارن میان سمتمون

نیکا: اع پرام ب رو خودت نیار اک پیشنهاد دادن قبول کنیم🤓

دیانا: باشع باشع
________________
ارسلان و متین: به خانوم خوشگلا شماره بدم پاره کنین 😝

دیانا و نیکا: ارع😐😂

ارسلان و متین: پشمام 🤥

دیانا و نیکا: خاک تو سرمون چی گفتیم🤭😂

ارسلان: دیانا خانوم شما رل دارین

دیانا: ن چطور

ارسلان: آخه اگه منو قابل بدونی باهم رل بزنیم

دیانا آخه ما ک از هم شناختی نداریم

ارسلان: آشنا میشیم خو👑💜💍

دیانا: باشه قبول 😍
___________________
متین: نیکا جونم اع یعنی نیکا خانوم😬

نیکا: جانم یعنی بعلههه😵

متین: شما رل دارین؟؟؟

نیکا: ن ندارم

متین: با من رل میزنی 🙏😸

نیکا: هوم نمی‌دونم یعنی باید فک کنم 🤐

متین: میتونی بعد دانشگاه باهم بریم کافه باهم آشنا شیم🤤❤️

نیکا: باشه بریم

پایان پارت دومم حمایت یادتون نره ها😘💕
اینم پارت طولانی دستم شل شد 😂
حمایت یادتون نره💜💋
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق ووفشم 💜پارت سوم:دانشگاه تموم شد....نیکا: دیا متین گ...

رمان عشق ووفشم 💜پارت چهارم:این پارت خیلی مثبت ۱۸ هستشارسلان:...

رمان عشق ووفشم💜پارت اول:دیانا: واای چقدر دیرم شده العان استا...

می‌خوام پارت بزارم بعد بخوابم حاظرید بزارمش🧡😻

رمان بغلی من پارت ۱۱۸و۱۱۹و۱۲۰ارسلان: چه زشته ای داره دیانا: ...

رمان بغلی من پارت۱۳۶و۱۳۷و۱۳۸و۱۳۹دیانا: ارسلان اون بچه فقط پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط