{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرس عسلی من

خرس عسلی من
Part:5
کلارا:وای خسته شدممم
یونجون:خیلی سنگینهه
میسا:میخواستی انقدر خوراکی نخری
یونجون:خب حالا
ته:اینجا چقدر شلوغه
میسا:اینجا شهربازیه
ته:خودم میدونم
یونجون:وای چرا انقدر سنگینههههههه
کلارا:حاجی بیاین بریم خونه میسا
میسا:چی؟!
یونجون:آرهه بریم بریم
میسا:"تو شوکه"
ته:"میزنه رو شونه میسا"هعی اونا عادتشونه
میسا:خیلی بد عادتن وایسا بینم دستتو بردار
ته:"دستشو برداشت"
کلارا:ما رفتیمم بایی"رفتن"
میسا:خونه منه!بعد اینا زودتر میرنن؟!وادافاک
ته:اسکلن اسکل
میسا:اصلا میدونی چیه؟!
ته:نه
میسا:بیا نریم خونه ی ما
بزار پشت در بمونن
ته:اوکی حله
"4ساعت بعد"
ته:دهنتو سرویس مردم انقدر راه رفتم
میسا:اه من چیکار کنم خو اون سگه دنبالمون کرد
ته:-_-
"گوشی میسا زنگ خورد"
میسا:کلاراعه
"جواب داد"
کلارا:پدصگ عنتر کجایین شما
میسا:خفه من پیدات کنماا جرت میدم
کلارا:میسا میشه بگین کجایین اه
میسا:"گوشیو قطع کرد"
ته:چیشد
میسا:خودشون مارو اینجا گذاشتن رفتن با ماشین بعد خانم طلبکاره که ما چرا نمیایم
ته:یه حسی بهم میگه برم با چاقو بکشمشون
دیدگاه ها (۴)

وقتی دوست داداشت بود....🦋Part:21🦋ته خواست بره که یهو...یوجین...

وقتی دوست داداشت بود....🦋Part:22🦋در اتاقمو باز کردم و رفتم س...

خرس عسلی من Part:4کلارا:پشمامممیسا:هومکلارا:یعنی واقعا مدرسه...

خرس عسلی منPart:3میسا بدون توجه به حرص خوردن معلم دوباره شرو...

#از_غمه_چشمانتپارت هفتم 7️⃣ته مین: اهه قرار نبود انقدر زود ب...

پارت یازدهم ستاره منهیکارو گفت: بیا دنبالم آی گفت: باشهموقع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط