{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ߊ‌ܥܼܢ̣ߊ‌ܝ‌ܨ:

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ߊ‌ܥܼܢ̣ߊ‌ܝ‌ܨ:
part: 5
𝓐𝓻𝓼𝓵𝓪𝓷
امروز همه یه چیزی میگفتن
منو دیانا مثل اینکه واقعا بهم میایم
تاحالا خود مهگل رفتم بیرون همچین چیزی بهمون نمیگفتن
پناه: عمو کی میلسیم
-رسیدیم عمو
پناه پیاده شد این بچه واقعا خوشگله کاشکی باباش من بودم
وجی: را درستی داری میری
-منظورت
وجی: ببین خود مهگل ازدواج کردی بهت گفتم هوسه باور نکردی الانم خودتو انداختی توی چاله ی 100متری که مهگل برات طناب 50متری انداخته ولی دیانا برات طناب 150متری انداخته اونم بزرگتر از اون چیزی که نیاز داری
-یعنی میگی دیانا دوستم داره
وجی: دیانا دوستت نداره فقط ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ߊ‌ܥܼܢ̣ߊ‌ܝ‌ܨ بهت داره
-یعنی چی
وجی: با دیانا وارد رابطه شدی که به مهگل نزدیک بشی ولی عاشق دیانا شدی عاشق نه یه حسایی حس دوست داشتن یا فراتراز دوست داشتن بهش تجاوز کردی اونم عاشقت بود الانم اسمش هست  ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ߊ‌ܥܼܢ̣ߊ‌ܝ‌ܨ من رفتم
دیانا: غریق نجات بیارم
-نع پرنسس خودم دارم
𝒟𝒾𝒶𝓃𝒶
پرنسس چه کلمه قشنگی پرنسس اونم برای من
-کاکتوس دراز ریموتو بزن بریم داخل
ارسلان: کاکتوس چه سمیه
-فعلا لقبی برات پیدا نکردم همون کاکتوس دراز خوبع
ارسلان: اوکی
به وقتش ازت انتقام میگیرم مرتیکه روانی
رفتیم داخل همچی بهم ریخته اقاجون اینا نبودن
هاا کوشون
-ار. سلان اینجا چه خبره پناه
ارسلان: پناه توی ماشین خوابه
-ارسلان کو مامان کو اقاجون بابا خاله الهه
ارسلان: دیانا برو توی ماشین پیش پناه
رفتم توی ماشین
30mim گذشت ولی ارسلان نیومد
رفتم توی خونه
-ارسلان ارسلان کجایی«با داد»
جوابی نشنیدم
-ارسلان ارسلان
همون موقع روی گوشیم پیام اومد
«ارسلان جونت پیش ماس بیا و گرنه میکشیمش»
لوکیشن فرستاد هاا یعنی چی
سویچ ماشینو برداشتم حرکت کردم سمت لوک
فیلم اومد برام
فیلمو باز کردم
ارسلان: دیانا نیا خواهش میکنم اینا برات نق.
با کفش زدن توی صورتش
-نکن عوضی نکن
فیلم قطع شد
«بدون بچه»
وایی پناه اینجاست
زنگ زدم مهدیس
«شروع مکالمه»
-مهدیس خواهش میکنم پناه رو میارم اونجا مواظبش باش من کار دارم
+اوکی ما توی بستنی فروشی«مثلا گفت»
«پایان مکالمه»
خدایا غلط مردم این تاوان کدپم اشتباهمه
من خودم باید انتقام بگیرم نه اون عوضی
پناه رو دادم مهدیس
مهدیس: دیا چی شده
-ببین مهدیس من نمیتونم تپضیح بدم این چیزایی رو بهت نیگم مو به مو برای محراب توضیح میدی
اگر تا 30mim دیگه از من خبری نبود بیا به این لوک
مهدیس: چی میگی
-توضیح نمیتونم بدم مواظب پناه باش
این پارت یه کوچولو کرم ریختم ولی جبران میشه
دیدگاه ها (۳)

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ߊ‌ܥܼܢ̣ߊ‌ܝ‌ܨ: part: 6𝒟𝒾𝒶𝓃𝒶حرکت کردم سمت لوک 10mim توی ...

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ߊ‌ܥܼܢ̣ߊ‌ܝ‌ܨpart: 7𝒟𝒾𝒶𝓃𝒶وایی خدایا چرا اینطوری شد الان...

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ߊ‌ܥܼܢ̣ߊ‌ܝ‌ܨpart: 4𝒟𝒾𝒶𝓃𝒶یعنی چی همه چیز را برات تعریف ...

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ߊ‌ܥܼܢ̣ߊ‌ܝ‌ܨpart: 3𝒟𝒾𝒶𝓃𝒶ارسلان: بچه داری- مشکلی داری ا...

Novel panleo ♡ #part⁵⁵ ♡『 leoreza 』با کرختی چشمام رو باز کرد...

شب تولدم پارت 3ات: جونگ کوک من نیاز دارم فکر کنمجونگ کوک: با...

اسم فیک: اون واسه منهp53ویو خونه ات: روی تخت دراز کشیدم، آخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط