ات تهیونگ دیگه خندیدن یادم رفته

ات: تهیونگ دیگه خندیدن یادم رفته
تهیونگ میره سمت دریا
ات: دریا؟
ته: بیا بریم یکم بشینیم روی شن ها
ات: باشه
ته و ات رفتن سمت دریا نشستن
امروز تولد ات بود
تهیونگ براش کیک 🍰 سفارش داده بود
اورد
ته: تولد...تولد...تولدت مبارک
ات: 🥲
ته: دلم میخواد همیشه پیشم بمونی خودتو بخاطر مرگ یونتان سرزنش نکن و قول بده همیشه بخاطر من و یونتان
شاد زندگی کنی و هرگز از پیشمون نری
ات تیهونگ رو بغل میکنه و شمع رو فوت میکنه
ته: ارزوت چیه؟
ات: میخوای بگم
ته: اره بگو
ات: من واسه یونتان ارزوی شادی کردم
همو بغل میکنن و تماممم
دیدگاه ها (۲)

شخصیت ات 🧸🪑بیست و شش ساله . ترسو .وقتی سرش داد میزنن میترسه ...

فروشنده زنه ..فروشنده: سلام خیلی خوش اومدین جیمین: یه لباس ...

ته: ح..حالش چطوره؟دکی: عمل موفقیت امیز بود ته: میشه برم ببین...

تهیونگ اوففییی میکشه میگه اخه سه نفر مشکل رانندگی ....این غی...

صبحتهیونگ ویو:از خواب بلند شدم سرم درد میکرد دیدم ات پایین ک...

پارت۲۱که یهو....چراغا روشن شد و همه بلند گفتند:همه. *تولدت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط