{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی رفتن‌ها فقط یک نفر را از زندگی‌مان کم نمی‌کنند؛

بعضی رفتن‌ها فقط یک نفر را از زندگی‌مان کم نمی‌کنند؛
انگار تمام توانِ پروازمان را هم با خودشان می‌برند...
حامد عسکری در این شعر، از داغِ رفتن و تنهایی می‌گوید؛ از گنجشکی که آرزوی پرواز دارد، اما حتی شعله‌ای که قرار بوده گرمش کند، پرهایش را می‌سوزاند.
گاهی آدم فقط می‌خواهد کنار کسی گرم شود،
اما سهمش از آن نزدیکی، سوختن است...
و بعد می‌ماند یک دلِ داغ‌دیده و پرهایی که دیگر جرأت پرواز ندارند.
حامد عسکری، شاعر، ترانه‌سرا و نویسنده‌ای است که با زبانی ساده و صمیمی، از عشق، دلتنگی، تنهایی و تجربه‌های انسانی می‌گوید؛ شعرهایی که اغلب از دلِ زندگی می‌آیند و به احساسات آشنای آدم‌ها نزدیک‌اند. این شعر را او در برنامه ۱۰۰۱ خواند؛ روایتی از داغِ رفتن، بی‌همسفری و پروازی که گاهی بعد از یک زخم، دیگر آسان نیست.
دیدگاه ها (۱)

⁨نبودی لایق عشقم، مصمم زندگی کردم به پایت سوختم؟ اما نه! من ...

نگو از عشق می‌ترسی مرا عاشق ندیدی تو من عاشق تمام باورم سمت ...

بعضی شعرها فقط خوانده نمی‌شوند؛ آدم را با خودشان می‌برند به ...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط