آرامش در هر تکه از او به وضوح مشخص بود لباس هایش لبخندش
آرامش در هر تکه از او به وضوح مشخص بود، لباس هایش، لبخندش، سکوتش،موهایش، نرمی لب هایش، چشمانش، نحوه واکنش نشان دادنش، لحن و تون صدایش و هر آن چیزی که انجام می دهد. او تکه ای کوچک از ماه سبک آسمان ها بود. رگه ی کوچکی از رگه های برگ یک گل، پرتوی نازک و ظریفی که روی سطح بدنه ی آهنی یک ماشین می درخشید.
او مکانی امن بود، آغوشی متفاوت و خنک، عطری ملایم که بر روی هر لباسی می نشیند. نوری روشن، ابری پف پفی. او شگفتی عجیبی بود که میتوانست با خودش آرامش را به هر نقطه ای از جان ببرد و خانه و محافظ قلب شخص دیگری شود.
او مکانی امن بود، آغوشی متفاوت و خنک، عطری ملایم که بر روی هر لباسی می نشیند. نوری روشن، ابری پف پفی. او شگفتی عجیبی بود که میتوانست با خودش آرامش را به هر نقطه ای از جان ببرد و خانه و محافظ قلب شخص دیگری شود.
- ۵.۶k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط