{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁨ ⁨ به یاد همدیگه باشیم …!❤️‍🩹😭

⁨ ⁨ به یاد همدیگه باشیم …!❤️‍🩹😭
عصر بود سرکار بودم که این ویدیو رو برام فرستاد بابای آرشا ..!

اون روز فکر نمیکردم قراره در آینده نه چندانی دور یکی از ما کم بشه 🥺😭

اونم بچم تمام زندگیم 🫂

ولی دنیا خیلی بی رحمه 💔

وقتی به ذوق و شوقت فکر می‌کنم داغون میشم چقد تو امید ب زندگی داشتی 😔

بعد تو همه مامردیم.. #شهید_آرشا_میرانی#شهادت#مدرسه_طیبه_شجره_میناب#شهدای_دانش_اموز
دیدگاه ها (۰)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 192♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

پارت ششم

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۳" در آغوش رویای آبی ات " ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

هعییییی نوع پست و اینارو برگرفتع از خاله سانی نوشتمح😍💔موضوع ...

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

آره ولی شرکتشون ورشکسته شد و یوشیرو هم دیگه بعدش نرفت سرکار....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط