{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۶

دیانا، از خجالت داشتم آب میشدم یعنی دلم میخواست زمین دهن باز که برم توش وای خاک توسرم دختر تو مگه عقل نداری ای وای عجب گیری کردم

ارسلان، از اینجا کجا برم

دیانا، دوباره صدامو شبیه حال بدا کردم و گفتم سمت راست آنقدر چرخیدیم تا رسیدیم

ارسلان، بفرمایید سویچ

دیانا، نه بفرمایید بیاید داخل یه چایی

ارسلان، خیلی ممنون

دیانا، نه بفرمایید با کلی اسرار اومد وای چقدر تارف میکنه عیش

ارسلان، رفتم تو خونش چه خونه کوچولو و نقی داشت ببخشید این سوال خیلی شخصیه ولی شما تنها زندگی می‌کنید

دیانا، بله

ارسلان، یعنی پدر مادرتون پیشتون نیستن

دیانا، من فقط مادر دارم که اونم تهران نیست
دیدگاه ها (۱۵)

رمان رویای من پارت ۷ارسلان، آهان دیانا، داشت صحبت می‌کرد و م...

رمان رویای من پارت ۸دیانا، آره مامان خوبم میخوای از دوستم بپ...

رمان رویای من پارت ۵دیانا، یهو اون آهنگه که( منم دیووانه تر ...

رمان رویای من پارت ۴دیانا، پاهام و شل کردم که دارم میوفتم ول...

spanish girl:25

پارت 2

* 🍀﷽🍀#خانم_خبرنگارو_آقای_طلبه#هوالعشق❤️با احساس خیش شدن صورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط