{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۶۸

ارسلان، بدن هر دو مونو شستم اومدیم بیرون رفتم براش لباس اوردم تنش کردم یه مسکن هم براش اوردم بیا بخور عزیزم

دیانا، مرسی

ارسلان، تو چرا انقدر قشنگا چرا انقدر خوش هیکلی

دیانا، دیگه دیگه

ارسلان، من قربون شما نشم

دیانا، من قربون تو بشم

ارسلان، خدانکنه زیبا میخوای بخوابی نفسم

دیانا، اوهوم

ارسلان، کنارش دراز کشیدم دستمو گذاشتم رو دلش گفتم کی نی نی من میاد

دیانا، با این کارای شما به زودی

ارسلان، شیرین زبون شبت بخیر

دیانا، شب توام بخیر عزیزم

ارسلان، دیانا کم کم خوابش برد منم چشام گرم شد خوابم برد

.... فردا صبح ....

۳ تا پارت به دلیل ۲۴۰ تایی شدنمون
۲۵۰ تایی بشیم ۶ تا پارت داریم
دیدگاه ها (۹)

رمان ملک قلبم پارت ۶۹دیانا، صبح پاشدم دیدم تو بغل ارسلانم ای...

رمان ملک قلبم پارت ۷۰ارسلان، دیدم دیانا برگشتم سمتش بغلم گرف...

رمان ملک قلبم پارت ۶۷ارسلان، قربونت برم من دیانا،اخخ خدانکنه...

رمان ملک قلبم پارت ۶۶ار،لباسا شو درآوردم لبم رو گذاشتم رو لب...

Part:7                my angelاولین نفر بیدارشده بودم...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت 22 《اومد روی تخت و کنار کوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط