{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشتهای بدون بال

🦋(فرشته‌ای بدون بال)🦋
پارت¹⁶
(ویو راوی)
کوک دوباره لباشو رو لبای دختر گذاشت و مک های عمیقی میزد ناله های دختر تو دهن کوک خفه میشد ریو از شدت تحریک شدنش لباس کوک و تند تند باز میکرد کوک رفت سراغ گردن ریو کیس مارک های بنفش رنگ بجا میذاشت ریو
لباس‌های کوک تنش درآورد و کوک هم کمکش کرد تا لباساشو در بیاره و یکی از سینه هاشو و مک میزد و اون یکی بازی می‌کرد به شکمش بوسه ‌ای زد و رفت سراغ پوصیش عمیق می‌زد کل اتاق پر از صدای شما دوتا بود کوک اومد سراغ لبات و بوسه‌های عمیق می‌ذاشت آروم عضوش رو واردت کرد یه ناله‌ای که پر از لذت بود کشیدی کوک بوسه‌هاش رو بیشتر کرد برای اینکه دردت رو آروم کنه شکمت رو ماساژ می‌داد بوسه ای به شکمت زد تند تند تلمبه می‌زد کل اتاق پر از صدای شما دوتا بود
ریو با نفس نفس عجیبی گفت
ریو:کوک لطفاً بسه دیگه بخدا کارم به بیمارستان کشیده میشه
کوک:لذت بخش بود یبار دیگه فقط اجازه بده انجامش بدم
ریو:بخدا اگر این یبار بشه دوبار باید برم بیمارستان
کوک دوباره عضوش رو واردت کرد و دوباره ناله عجیبی کردی تندتر و تندتر جوری که اصلاً غیر قابل تصور بود تلمبه می‌زد و تندترش می‌کرد ضربه می‌زد بعد از چند مین تو تو خالی کرد و تو هم بعد از چند دقیقه ارضا شدی از درد نمی‌تونستی چشماتو باز کنی کوک حال تورو دید رفتن تو حموم دوش آب گرم و باز کرد آمدم برآید بغلت کرد رفت تو وان آب نشست تورو هم رو پاهاش قرار داد شکمت و ماساژ می‌داد
کوک:میتونم یبار دیگه تستش کنم....نگاهش رو لبات بود
ریو با تمام دردش و بیحالیش سرش و تکون داد کوک دوباره بوسه‌ای رو آغاز کرد این سری فرانسوی آغاز کرد ریو پاینش داد
ریو:کوک نفسم بند آمد آروم باش
کوک:نمیتونم خیلی دلتنگ بودم
ریو:بریم بخوابیم؟
کوک:بهتر شدی؟
ریو:اره بهترم
کوک:خوابت میاد؟؟
ریو:اره میشه بخوابیم؟؟
کوک:باشه

از توی وان آب بلند شد حوله رو تن ریو کرد خودشم حوله یه حوله تنش کرد ریو بردش جلو میز آینه نشوندش سشوار برداشت و موهاش و خشک میکرد زیر لب قربون صدقه ریو می‌رفت خدارو شکر میکرد که ریو داره بعداز خشک کردن موهای ریو لباس براش انتخاب کرد ریو پوشیدشون حوله رو یجا اویزون کرد تا خشک بشه ریو رفت رو تخت دراز کشید کوک درحال خشک کردن موهاش بود که تموم شد یه شلوار برداشت و پوشید لباسم هم تنش نبود
کوک:ریو
ریو:جانم
کوک:دوسم داری یعنی دروغ نگفتی که عاشقمی
ریو:من نمیتونم دروغ بگم چون به گناهام اضافه میشه
کوک:پس بیا بغلت کنم بخوابیم
ریو بدون مکث رفت تو بغل جونگ کوک باهم تا صبح خوابیدن صبح کوک زودتر بیدار شد فقط به ریو نکاه میکرد تا اینکه.....

برای ادامه فیک به حمایت شما عزیزان نیاز مندم:)))
دیدگاه ها (۲)

🦋(فرشته‌ای بدون بال)🦋پارت¹⁷ریو:من نمیتونم دروغ بگم چون به گن...

🦋(فرشته‌ای بدون بال)🦋پارت¹⁸کوک و ریو نشستن تو ماشین رفتن تو ...

🦋(فرشته‌ای بدون بال)🦋پارت¹⁵جیهوپ:ایناها پیداش کردمکوک:عالیه ...

🦋(فرشته‌ای بدون بال)🦋پارت¹⁴غذا آمد شروع کردن به خوردن وسط غذ...

ددی بدجنس من💅🏻😈Part6عاااااااححح کوک عاییی ارومممممکوک با نال...

🌟🌌∆{ستاره کوچولوی شبام}∆🌌🌟Part⁸دست آت رو گرفت و سوار ماشین ش...

ددی بدجنس من💅🏻😈Part5به سمت خونه حرکت کردن رفتن خونه اعضا هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط