در کوچه‌ های خسته‌ این دل قدم زدی

در کوچه‌ های خسته‌ این دل قدم زدی

در کوچه‌ های خسته‌ این دل قدم زدی
با یک نگاه فاصله‌ ها را به‌ هم زدی

وقتی درون کافه نشستی کنار میز
گفتی دوباره عاشقی و حرف کم زدی

آن‌ گاه با نگاه به فنجان قهوه‌ ام
فالی برای لحظه‌ ی تنهایی‌ ام زدی

خواندی تو قصه‌ ی ته فنجان قهوه را
من را کنار یک زن عاشق رقم زدی...

🦋❤❤🦋

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۵)

فیک

پارت اول | میزِ کنار پنجرهصدای زنگ کوچکی که بالای در کافه بو...

👧فیلیکس و می سان 🫅🏻

پارت ۳ | قهوه‌ی رئیسصبح روز سوم، تهیونگ با یک لیوان قهوه وار...

این روزها، هرچقدر توی کوچه‌ها و خیابونا نگاه می‌کنم، جای خال...

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۱ » الان دو سال شده بود که سوکجین ...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط