بدون عشقکم کم مغز من از کار می افتد

بدون عشق،کم کم مغز من از کار می افتد
نوار قلب من بر چرخه ی تکرار می افتد

شبیه آخرین برگ درختی پیر در طوفان
که‌ تا حالا نیفتاده،ولی این بار می افتد

شبیه کودک محبوس در انباری خانه
که بعد از التماسش،گوشه ی انبار می افتد‌

به قدری خسته و دلتنگ و ‌دلگیر و غم آلودم
که هر عکسی که میگیرند از من تار می افتد

من از لطف خدا توی فضای باز هم باشم
بدون زلزله روی سرم آوار می افتد

به قدری با سماجت قصد خود ویرانگری دارم
که‌ اغلب وقت خوابم از لبم ... می افتد

یقین دارم که شکل مردنم،«مرگ طبیعی» نیست
و حرفش در دهان مردم بازار می افتد

زمین خوردم،شکستم،ریشه ام‌ وا رفت پژمردم
چو ‌گلدانی که با باد از لب دیوار می افتد

به لطف بوسه بر عکس تو روی صفحه ی گوشی
همین امروز یا فردا،لبم از کار می افتد...
💔🍷🥺

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

منم کاکتوس کوه و تشنه شن زار بیابان هاکشیده سختی و درد و تحم...

اشکالِ ما آدم ها این است که هر کدام به روش خود یکدیگر را دوس...

یاد عزیزت همیشه دردلم ماندگار است...#خاصترین

بنگر این سیب که بر روی زمین افتاده ستغیرت سبز درخت است چنین ...

رمان بغلی من پارت ۱۰۱و۱۰۲و۱۰۳ارسلان: دیانا دیانا: بله جایی و...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۳0

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط