{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

our song part : ۱۹

"صفحه ى جديدی از زندگی"
_از دید تهیونگ_
با تابش نوره شدید به چشمهام ، سعی کردم از جام بلند شم...
ولی سرم بشدت سنگین شده بود و دورش باندپیچی شده بود
تلاشم بی فایده بود نمیتونستم از سر جام بلند شم
اطرافم پر از دستگاه و سیم های مختلف بود این اتاق سرتاسر سفید اذیتم میکرد زنی با لباس های سفید سراسیمه وارد اتاق شد
پرستار : نه...نه نباید از سره جات بلند شی...الان دکترو صدا میزنم
و منو توی اتاق تنها گذاشت بعد از چند ثانیه دکتر و چندین تا پرستار وارد اتاق شدن و شروع کردن به چک کردن وضعیتم زبونم بشدت سنگین بود و حرف زدن برام سخت شده بود
تهیونگ : من اینجا چیکار میکنم
تهیونگ : اخ.. سرم سرم داره منفجر میشه
دکتر : آرامبخش بزنین بهش
حتی حاله اعتراض کردن هم نداشتم
با سوزشه بازوم چشم ها مو محکم بستمو آروم گرفتم....
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
با احساسه نوازش شدنه دستم چشم هامو باز کردمو به سمت راستم نگاهی انداختم
پسری با موهای قهوه ای روشن با چشم های اشکی نگاهم میکرد دست های کوچیک و تپلی داشت دستمو از بین دستاش بیرون کشیدم
تهیونگ : تو..تو کی هستی
جیمین : چ..چی؟ چی میگی تهیونگ؟
تهیونگ : ته..تهیونگ؟ اسمم..اسمم تهیونگه؟
جیمین : تو..تو حافظتو از دست دادی...خدای من...الان دکترو صدا میزنم
بغض غریبی به گلوم چنگ مینداخت...
"من حافظمو از دست دادم؟"
دکتر : به احتمال خیلی زیاد چون سرش موقع غرق شدن به سنگ برخورد کرده...حافظشو از دست داده
جیمین : این این تا کی طول میکشه؟
دکتر: تا وقتی که حافظش به شدت تحریک بشه و
مجبور بشه یچیزایی یادش بیاد
جیمین : ممنون..
دکتر با ناراحتی از اتاق خارج شد و اون پسره مو قهوه ای با ناراحتی به چهرم خیره شد
تهیونگ : از کی اینجام؟
جیمین : دو هفته بود که بیهوش بودی
تهیونگ : تو کی هستی..
جیمین : من...من دوستتم از بچگی جیمین..مثل برادر همیم
تهیونگ : چه بد از حالا به بعد دیگه نیستیم
جیمین : یعنی چی..منظورت چیه
تهیونگ : نمیتونم با کسایی که نمیشناسم صمیمی باشم
جیمین تا خواست حرفی بزنه دره اتاق به صدا در اومد
تهیونگ : بیا تو
دختری با موهای طلایی و رنگ پریده وارد اتاق شد
جیمین : این دختریه که نجاتت داد...وقتی غرق میشدی...اسمش آنیاس..

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
دیدگاه ها (۶)

our song part : 20

our song part : ۲۱

our song part : 18

our song part : 19

🪽 Angel of salvation 🪽Part ³³پرستار : همسرتون رو ببرین به ات...

p48کوک ویو انقدر نگران ات بودم که درد تیری که به دستم خورده ...

درمانگر عشق. پارت۷۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط