جونگکوک خجالت نکش کوچولوی من میخواستم بدونی که مال منی
جونگکوک: خجالت نکش کوچولوی من. میخواستم بدونی که مال منی گرلم.
ات: خ....خب.... م
جونگکوک: میدونم توهم دوسم داری پس بگو که دویم داری.
ات: اون مافیا بود. ازش معلوم بود. ولی ازش میترسم. اگر من رو بکشه چی. گفتم: آقا من شما رو دوست ندارم لطفا بزارید برم.
جونگکوک عصبانی شد. رگ گردنش زد بیرون. ات رو از مو گرفت و گفت: بگوووو ماللللل منییییییی
ات: اخخخ.... من...من مال ت...توعم
جونگکوک: افرین بیبی گرل. رو تخت خوابوندمش و گفتن: من بهت آسیب نمیزنم. من عاشقتم. من به عشقم آسیب نمیزنم.
ات که کاملا از کوک خوشش اومده بود گفت باشه
جونگکوک هم فهمیده بود پس رفت جلوی صورت ات و گفت: دختر کوچولوی من و بوسیدش
ات هم که خوشش اومده بود همکاری میکرد(مرض)
بعد ۵ مین از هم جدا شدن. یهو گوشی ات زنگ خورد
پدرش بود، پدری که هروز کتکش میزد. وقتی جواب داد پدرش داد زد: کدوم قبرستونی هستی( داد😑)
ات چون ترسیده بود بغض کرد. جونگکوک گوشی رو از ات گرفت و گفت: ات دیگه مال منه. و گوشی رو قط کرد.( لاتی نوشتم 🤣)
بلوبریام دوست دارین ادامش بدمممم؟؟؟؟
ات: خ....خب.... م
جونگکوک: میدونم توهم دوسم داری پس بگو که دویم داری.
ات: اون مافیا بود. ازش معلوم بود. ولی ازش میترسم. اگر من رو بکشه چی. گفتم: آقا من شما رو دوست ندارم لطفا بزارید برم.
جونگکوک عصبانی شد. رگ گردنش زد بیرون. ات رو از مو گرفت و گفت: بگوووو ماللللل منییییییی
ات: اخخخ.... من...من مال ت...توعم
جونگکوک: افرین بیبی گرل. رو تخت خوابوندمش و گفتن: من بهت آسیب نمیزنم. من عاشقتم. من به عشقم آسیب نمیزنم.
ات که کاملا از کوک خوشش اومده بود گفت باشه
جونگکوک هم فهمیده بود پس رفت جلوی صورت ات و گفت: دختر کوچولوی من و بوسیدش
ات هم که خوشش اومده بود همکاری میکرد(مرض)
بعد ۵ مین از هم جدا شدن. یهو گوشی ات زنگ خورد
پدرش بود، پدری که هروز کتکش میزد. وقتی جواب داد پدرش داد زد: کدوم قبرستونی هستی( داد😑)
ات چون ترسیده بود بغض کرد. جونگکوک گوشی رو از ات گرفت و گفت: ات دیگه مال منه. و گوشی رو قط کرد.( لاتی نوشتم 🤣)
بلوبریام دوست دارین ادامش بدمممم؟؟؟؟
- ۸.۴k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط