ات نمیدونم چرا این چند وقت شوگا باهام سرده و به خودم میگ
ات: نمیدونم چرا این چند وقت شوگا باهام سرده و به خودم میگفتم که حتما خسته است ولی دیگه بیش از سرده . امروز که بیاد ازش میپرسم
"۲ ساعت بعد"
شوگا وارد خونه شد
ات:سلام عشقم
شوگا:سلام(سرد)
(تمامی حرف های شوگا سرده )
ات:باید چیزی بهت بگم. چرا همش باهام سردی
شوگا:ات برو حوصله ندارم و گرنه میزنمت ها
ات: چی داری میگی(عصبانی )
شوگا عصبانی شد و ات را از مو گرفت و بردش زیر زمین و شلاق رو برداشت
سوگا: هرزه ی عوضی
که شوگا شروع کرد کتک زدن ات و وقتی کارش تموم شد ات رو از خونه بیرون کرد
ات:من چی برات کم گذاشتم
"۲سال بعد"
ات توی این دوسال یک آیدل معروف شد. طرفداران زیادی داشت. جوایز های خیلی زیادی برد.زیبا ترین زن سال شد. بهترین رپر شد. بهترین دنسر شد. از آیدل های دیگه اندامش بهتر بود و... ات یاد گرفت به شوگا فکر نکنه ولی شوگا چی؟ دوست دختر شوگا فقط به خاطر پول اون را میخواست و وقتی شوگا متوجه شد اون را کشت . دلش برای ات تنگ شده بود، میخواست اون را بغل بگیره و با تمام وجود ببوستش. یاد زمانی افتاد که ات را با شلاق زد و اون را از خونه بیرون کرد.
شوگا:ات یه آیدل شده بود خیلی . امروز کنسرت داشت و منم میرم.
"زمان کنسرت "
ات میکروفونش را در دست گرفت و با لباسی باز ولی زیبا وارد شد .طرفدارانش جیغ زدن و لایت استیک هاشون رو بالا آوردن. ات وسط خوندن کسی را دید که قلبش وایساد. اون شوگا بود. وقتی کنسرت تموم شد شوگا رفت پشت صحنه و ات را یواشکی بغل کرد
ات:ولم کن
شوگا:نمیکنم. دلم برات خیلی تنگ شده بود(گریه)
ات:ولی من نه
شوگا :ات خواهش میکنم من را ببخش ... هق تروخدا
ات:هه ببخشمت؟ یادته سر یک هرز*ه روم دست بلند کردی البته دست نه شلاق من خیلی دوست داشتم ولی تو
شوگا:خواهش میکنم
ات:من کسی دیگه رو دوست دارم
که همون لحظه دوست پسر ات یعنی چانگ و گفت که:عزیزم بیا تو اتاق کارت دارم
ات:باشه ددی
شوگا:اون پسره کی بود
ات:دوست پسرم
ات بدون اینکه از شوگا خداحافظی کنه رفت به سمت اون اتاق. وقتی رفتم تو چانگ محکم من رو کبوند به دیوار و لب*اش و روی لب*ام گذاشت و وحشیانه مک میزد
منم ۶مکاری میکردم که دیدم داره لباسم رو در میاورد(بسمالله )
شوگا:ات رفت تو ولی من منتظر بودم بیاد ولی نیومده که چند دقیقه بعد صدای نال*ه شنیدم . در را خیلی گم باز کردم و دیدم ات و اون پسره دارن ... میکنن. قلبم نمیزد رفتم به بلند ترین برج و به خودم میگفتم که حتما دیگه دوسم نداره و جاش پیش اون بهتره و خودم را پرت کردم
شوگا اون دنیا هم منتظر ات بود
چانگ ات رو خیلی دوست داشت و نمیخواست از دستش بده
پایان
"۲ ساعت بعد"
شوگا وارد خونه شد
ات:سلام عشقم
شوگا:سلام(سرد)
(تمامی حرف های شوگا سرده )
ات:باید چیزی بهت بگم. چرا همش باهام سردی
شوگا:ات برو حوصله ندارم و گرنه میزنمت ها
ات: چی داری میگی(عصبانی )
شوگا عصبانی شد و ات را از مو گرفت و بردش زیر زمین و شلاق رو برداشت
سوگا: هرزه ی عوضی
که شوگا شروع کرد کتک زدن ات و وقتی کارش تموم شد ات رو از خونه بیرون کرد
ات:من چی برات کم گذاشتم
"۲سال بعد"
ات توی این دوسال یک آیدل معروف شد. طرفداران زیادی داشت. جوایز های خیلی زیادی برد.زیبا ترین زن سال شد. بهترین رپر شد. بهترین دنسر شد. از آیدل های دیگه اندامش بهتر بود و... ات یاد گرفت به شوگا فکر نکنه ولی شوگا چی؟ دوست دختر شوگا فقط به خاطر پول اون را میخواست و وقتی شوگا متوجه شد اون را کشت . دلش برای ات تنگ شده بود، میخواست اون را بغل بگیره و با تمام وجود ببوستش. یاد زمانی افتاد که ات را با شلاق زد و اون را از خونه بیرون کرد.
شوگا:ات یه آیدل شده بود خیلی . امروز کنسرت داشت و منم میرم.
"زمان کنسرت "
ات میکروفونش را در دست گرفت و با لباسی باز ولی زیبا وارد شد .طرفدارانش جیغ زدن و لایت استیک هاشون رو بالا آوردن. ات وسط خوندن کسی را دید که قلبش وایساد. اون شوگا بود. وقتی کنسرت تموم شد شوگا رفت پشت صحنه و ات را یواشکی بغل کرد
ات:ولم کن
شوگا:نمیکنم. دلم برات خیلی تنگ شده بود(گریه)
ات:ولی من نه
شوگا :ات خواهش میکنم من را ببخش ... هق تروخدا
ات:هه ببخشمت؟ یادته سر یک هرز*ه روم دست بلند کردی البته دست نه شلاق من خیلی دوست داشتم ولی تو
شوگا:خواهش میکنم
ات:من کسی دیگه رو دوست دارم
که همون لحظه دوست پسر ات یعنی چانگ و گفت که:عزیزم بیا تو اتاق کارت دارم
ات:باشه ددی
شوگا:اون پسره کی بود
ات:دوست پسرم
ات بدون اینکه از شوگا خداحافظی کنه رفت به سمت اون اتاق. وقتی رفتم تو چانگ محکم من رو کبوند به دیوار و لب*اش و روی لب*ام گذاشت و وحشیانه مک میزد
منم ۶مکاری میکردم که دیدم داره لباسم رو در میاورد(بسمالله )
شوگا:ات رفت تو ولی من منتظر بودم بیاد ولی نیومده که چند دقیقه بعد صدای نال*ه شنیدم . در را خیلی گم باز کردم و دیدم ات و اون پسره دارن ... میکنن. قلبم نمیزد رفتم به بلند ترین برج و به خودم میگفتم که حتما دیگه دوسم نداره و جاش پیش اون بهتره و خودم را پرت کردم
شوگا اون دنیا هم منتظر ات بود
چانگ ات رو خیلی دوست داشت و نمیخواست از دستش بده
پایان
- ۵.۴k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط