{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو نگاه می‌کردم که لبخند می‌زدی و می‌رقصیدی و رنگ پوست

به تو نگاه می‌کردم که لبخند می‌زدی و می‌رقصیدی و رنگ پوستت دلخواه بود و انگشتان باریک بلندت لیوان شراب را به لمسی ظریف خوشبخت کرده‌بود و کمر برهنه‌ات وسوسه‌های بوسه‌ها را زنده می‌کرد، و خوشبخت بودم که نگاهت می‌کردم ...

مرا یادت هست؟
دیدگاه ها (۴)

یک جایی از فیلم دلچسب "پیشنهاد بی شرمانه" راننده ی مرد ثروتم...

کرگدن زمخت چروکیده هم که باشی ، یک شبهایی آواز غمگین و هولنا...

یک روز خوب هم خواهد آمد که همه ی ما یاد می گیریم تمام حقیقت ...

چه عشق‌ها که جان دادند به گناه ترس‌های ما. چه حرف‌ها که زده ...

پرستارا اومدن رفتن. همه تعجب کرده بودن از این پدر. چه مرد مه...

تکپارتی از جیمین One touch جشن تولد بهترین دوستت بود برای هم...

[ تناسخ زمان ] ۲۸ partوو سونگ تنها در سخنان برادرش سری تکان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط