CASINO3.19
افسر به ایرفون تو گوشش دست زد...جونگکوک با دیدن حرکتش پوزخندی زد و دستاشو بهم چفت کرد
جئون: تو حتی نمیتونی با کمک اتاق کناری سوال بپرسی...
افسر ساکت شد...با حس تحقیر شدن سکوت کرد...با صدای در هردو به منبع صدا برگشتن... مردی با پالتو بلند مشکی رنگ...وارد اتاق شد...افسر بلافاصله بلند شد و تعظیمی کرد...مرد بدون حرفی روی صندلی نشست و به مرد جلوش خیره شد
کارآگاه: من یه فیلم دارم...از زنی که چند دقیقه بعد از ورود لی میکا از همون در خارج میشه...موهای بلوند...با ماسک ونیزی طلایی رنگ...میدونی کیه؟
جئون:تو تازه وارد بازی شدی
کارآگاه دستاشو روی میز سرد فلزی گذاشت و به چشمای نترس جئون خیره شد
کارآگاه: شاید...ولی حداقل ایرفون تو گوشم نیست
افسر نگاهشو از کارآگاه گرفت و با خجالت سرشو انداخت پایین...
کارآگاه: اسمشو بگو
جئون خنده کوتاهی کرد و سرشو کمی تکون داد
جئون: اگه اسمش رو بگم شما فکر میکنید کنترل دارید...در حالی که کنترل دست اونه
کارآگاه: یعنی میخوای بگی پلیس هم زیر نظرشه
جئون: نه...میگم تو دیر رسیدی
چیزی در نگاه جونگکوک بود...نه ترس نه درخواست کمک...فقط آگاهی
کارآگاه: اونجا چیکار میکرد
جئون: چک کردن صحنه قبل از اجرا...اجرایی که ما بازیگراش بودیم
تمام اتاق رو سکوت گرفت جئون حتی یک ثانیه هم از ارتباط چشمی دریغ نمیکرد و محکم حرفاشو میزد
جئون: دنیس کوتس
کارآگاه: پس میشناسیش
جئون چشماش رو باریک کرد و نفس عمیقی کشید
جئون: کسی که مارو دعوت کرده؟ طبیعیه بشناسم
کارآگاه برگه ای رو از جیب پالتوش بیرون آورد و جلوی جونگکوک گذاشت...مردی مسن با کت و شلوار...کسی که اون شیش نفرو بهم رسوند...کسی که منبع اصلی ترس و عذاب اونها بود...سام رونی...جونگکوک یقه لباسشو کمی جلو کشید و نگاهش از عکس گرفت و به گوشه ای از اتاق خیره شد
کارآگاه: سام رونی...آشناست مگه نه
لبخند کجی تحویل جئون داد و عکس دیگه ای روی عکس اول گذاشت عکسی قدیمی...زن و شوهری که انگار روز عروسیشون عکاسی کردن...سام رونی و ...دنیس کوتس
کارآگاه: تقریبا یک سال پیش...سام رونی کشته شد...ولی جالبه...دو نفر از ادمایی که آخرین شب باهاش دیده شدن اینجا هستن
جونگکوک نگاهی به افسر و بعد به کارآگاه خیره شد و با صدای بمی جواب داد
جئون: فرضیه جالبیه
کارآگاه: پرونده میگه سام رونی با گلوله کشته شده...کالیبر ۹ میلی متری...میخوای بگی هیچکدومتون شلیک نکردین؟
جئون: نه
کارآگاه خنده عصبی سر داد
کارآگاه: پس از آسمون اومده؟
جئون: نه...من شلیک کردم
جئون بدون ترس...بدون لرزش صدا...و بدون نگرانی محکم جواب میداد
کارآگاه: کی اونجا بود؟
جئون: من...تهیونگ و جیمین
کارآگاه چشماش رو ریز کرد و به ضربات انگشت جونگکوک نگاهی انداخت
کارآگاه: چرا
جئون: چون اون شب راه برگشتی نبود
کارآگاه: واضح حرف بزن
جئون نفس عمیقی کشید و ادامه داد
جئون: سام رونی فقط دشمن نبود...کسی بود که فکر میکرد مالک ماست
افسر: منظورت چیه
#taehyung #jungkook #jimin #bts #casino #جونگکوک #جونگ_کوک #فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک #وانشات_بی_تی_اس #وانشات_جانگ_کوک #وانشات_کوکی #وانشات_بنگتن #وانشات_جیمین
جئون: تو حتی نمیتونی با کمک اتاق کناری سوال بپرسی...
افسر ساکت شد...با حس تحقیر شدن سکوت کرد...با صدای در هردو به منبع صدا برگشتن... مردی با پالتو بلند مشکی رنگ...وارد اتاق شد...افسر بلافاصله بلند شد و تعظیمی کرد...مرد بدون حرفی روی صندلی نشست و به مرد جلوش خیره شد
کارآگاه: من یه فیلم دارم...از زنی که چند دقیقه بعد از ورود لی میکا از همون در خارج میشه...موهای بلوند...با ماسک ونیزی طلایی رنگ...میدونی کیه؟
جئون:تو تازه وارد بازی شدی
کارآگاه دستاشو روی میز سرد فلزی گذاشت و به چشمای نترس جئون خیره شد
کارآگاه: شاید...ولی حداقل ایرفون تو گوشم نیست
افسر نگاهشو از کارآگاه گرفت و با خجالت سرشو انداخت پایین...
کارآگاه: اسمشو بگو
جئون خنده کوتاهی کرد و سرشو کمی تکون داد
جئون: اگه اسمش رو بگم شما فکر میکنید کنترل دارید...در حالی که کنترل دست اونه
کارآگاه: یعنی میخوای بگی پلیس هم زیر نظرشه
جئون: نه...میگم تو دیر رسیدی
چیزی در نگاه جونگکوک بود...نه ترس نه درخواست کمک...فقط آگاهی
کارآگاه: اونجا چیکار میکرد
جئون: چک کردن صحنه قبل از اجرا...اجرایی که ما بازیگراش بودیم
تمام اتاق رو سکوت گرفت جئون حتی یک ثانیه هم از ارتباط چشمی دریغ نمیکرد و محکم حرفاشو میزد
جئون: دنیس کوتس
کارآگاه: پس میشناسیش
جئون چشماش رو باریک کرد و نفس عمیقی کشید
جئون: کسی که مارو دعوت کرده؟ طبیعیه بشناسم
کارآگاه برگه ای رو از جیب پالتوش بیرون آورد و جلوی جونگکوک گذاشت...مردی مسن با کت و شلوار...کسی که اون شیش نفرو بهم رسوند...کسی که منبع اصلی ترس و عذاب اونها بود...سام رونی...جونگکوک یقه لباسشو کمی جلو کشید و نگاهش از عکس گرفت و به گوشه ای از اتاق خیره شد
کارآگاه: سام رونی...آشناست مگه نه
لبخند کجی تحویل جئون داد و عکس دیگه ای روی عکس اول گذاشت عکسی قدیمی...زن و شوهری که انگار روز عروسیشون عکاسی کردن...سام رونی و ...دنیس کوتس
کارآگاه: تقریبا یک سال پیش...سام رونی کشته شد...ولی جالبه...دو نفر از ادمایی که آخرین شب باهاش دیده شدن اینجا هستن
جونگکوک نگاهی به افسر و بعد به کارآگاه خیره شد و با صدای بمی جواب داد
جئون: فرضیه جالبیه
کارآگاه: پرونده میگه سام رونی با گلوله کشته شده...کالیبر ۹ میلی متری...میخوای بگی هیچکدومتون شلیک نکردین؟
جئون: نه
کارآگاه خنده عصبی سر داد
کارآگاه: پس از آسمون اومده؟
جئون: نه...من شلیک کردم
جئون بدون ترس...بدون لرزش صدا...و بدون نگرانی محکم جواب میداد
کارآگاه: کی اونجا بود؟
جئون: من...تهیونگ و جیمین
کارآگاه چشماش رو ریز کرد و به ضربات انگشت جونگکوک نگاهی انداخت
کارآگاه: چرا
جئون: چون اون شب راه برگشتی نبود
کارآگاه: واضح حرف بزن
جئون نفس عمیقی کشید و ادامه داد
جئون: سام رونی فقط دشمن نبود...کسی بود که فکر میکرد مالک ماست
افسر: منظورت چیه
#taehyung #jungkook #jimin #bts #casino #جونگکوک #جونگ_کوک #فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک #وانشات_بی_تی_اس #وانشات_جانگ_کوک #وانشات_کوکی #وانشات_بنگتن #وانشات_جیمین
- ۸.۸k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط