{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از آشنا شدن با تو،انگار آسمون برام آبی تر از همیشست،

بعد از آشنا شدن با تو،انگار آسمون برام آبی تر از همیشست،
برگ درختا سبز تر از هرروزه،
رنگا برام پررنگ تر زنده تر از قبلنشونن، خون تو رگام با سرعت بیشتری حرکت می کنه و لبخند از روی لبم پاک نمی شه.
غذاها برام خوشمزه تر و اشتها آور ترن و بهم می چسبن،
دوباره می تونم از تهه دل بخندم و دیوونه باشم،
انگار چشمام باز شدن و دوباره می تونم زیبایی ها رو ببینم،
انگار با زندگی آشتی کردم و می تونم با امید بهش ادامه بدم،
می تونم نفس بکشم،
دوباره همه چیز و احساس کنم و ازش لذت ببرم،
به کارام با حوصله برسم و دیگه برای اطرافیانم اون آدم آزار دهنده و بد نباشم.
با تو انگار همه چی قشنگ شده،
با تو انگار من زندم و همه چی سر جاش قرار داره.
به قول فروغ فرخزاد :” انگار تو از جای بریدگی زخمی، از تن من روییدی.
دیدگاه ها (۰)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "38""ویو جئون آنجلینا"بعد ...

سناریو تهیونگ

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 یازدهم: حصارِ خانوادگی ...

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

پارت ۲۳ چند ثانیه...تمام آزمایشگاه در سکوت فرو رفت.آریانا به...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

🎭 آخرین نقشپارت دوازدهمدو هفته از آخرین صحبت جدی لیانا و تهی...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁴ | پارتـ ⁴🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط