{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه ای در گذر از خاطره ها

لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخود آگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد بر لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوستت دارم
.
.
ادیت خودم اصکی ممنوع
دیدگاه ها (۱۷)

《 رومان دریای آبی 》پارت 68ات......صبح با سر درده شدیدی بیدار...

《 رومان دریای آبی 》پارت 69همه درحال صبحانه بخوردن بودن ات به...

《 رومان دریای آبی 》پارت 67ات وقتی حرف می‌زد همش سک سکه میکرد...

《 رومان دریای آبی 》پارت 66ات به سمت در رفت تا از اوتاق خارج ...

میان کارهای روزمره به خودم آمدمدیدم دلم چای دارچینی طلب میکن...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

Part13ویو می یوندلم رو به دریا زدم و رفتم پایین دیدم مادرم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط