درخواستی
درخواستی
رایحه (Scent)
Part:1
جیمین:من اومدم پرنسس
ا.ت:سلام خوش اومدی و خسته نباشی
جیمین:مرسی
اومد سمتم و بغلم کرد اما عطرش برام مثل همیشه نبود نمی دونم چرا ولی با خوردن بوش به بینیم حالم بد شد و عقب کشیدم
جیمین:چیشد
ا.ت:هیچی
جیمین:چرا یچی هست انگار حالت بده
ا.ت:خب نمیدونم ....فکر کنم به بوت ویار دارم
جیمین:ها؟تا همین دیروز که خوب بود..بوی بدی میدم؟
ا.ت:نه تو مثل همیشه خوشبویی من به بوت ویار دارم
جیمین:ای بابا حالا چیکار کنم ..یعنی دیگه نمیتونم بیام سمتت؟
ا.ت:چرا میتونی بیای و خب ...نمیدونم
جیمین:میخوای برم دوش بگیرم شاید بهتر شد
ا.ت:آا اره شاید
جیمین:باشه پس من رفتم زود میام پیشت
ا.ت:باشه
و رفت سمت اتاق
.
.
.
جیمین:خب بیا ببینم
رفتم سمتش
جیمین:الان خوبه؟
ا.ت:اره
جیمین:پس بیا بغلم
همو بغل کردیم و.....
.
.
.
هر نفسی که میکشیدم، به او نزدیکتر میشدم
رایحه (Scent)
Part:1
جیمین:من اومدم پرنسس
ا.ت:سلام خوش اومدی و خسته نباشی
جیمین:مرسی
اومد سمتم و بغلم کرد اما عطرش برام مثل همیشه نبود نمی دونم چرا ولی با خوردن بوش به بینیم حالم بد شد و عقب کشیدم
جیمین:چیشد
ا.ت:هیچی
جیمین:چرا یچی هست انگار حالت بده
ا.ت:خب نمیدونم ....فکر کنم به بوت ویار دارم
جیمین:ها؟تا همین دیروز که خوب بود..بوی بدی میدم؟
ا.ت:نه تو مثل همیشه خوشبویی من به بوت ویار دارم
جیمین:ای بابا حالا چیکار کنم ..یعنی دیگه نمیتونم بیام سمتت؟
ا.ت:چرا میتونی بیای و خب ...نمیدونم
جیمین:میخوای برم دوش بگیرم شاید بهتر شد
ا.ت:آا اره شاید
جیمین:باشه پس من رفتم زود میام پیشت
ا.ت:باشه
و رفت سمت اتاق
.
.
.
جیمین:خب بیا ببینم
رفتم سمتش
جیمین:الان خوبه؟
ا.ت:اره
جیمین:پس بیا بغلم
همو بغل کردیم و.....
.
.
.
هر نفسی که میکشیدم، به او نزدیکتر میشدم
- ۵۴۴
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط