{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

درخواستی
رایحه (Scent)
Part:3
که دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم و رفتم یه گوشه و بالا آوردم جیمین نگران اومد سمتم
جیمین:خوبی؟
ا.ت:هوم
و طوری که انگار چیزی یادش افتاد ازم فاصله گرفت
جیمین:بنظرم بهتره فردا بری بیمارستان و ببینی دلیلشم چیه
ا.ت:هوم میرم
جیمین:باشه ..بیا بریم خونه
ا.ت:هوم
.
.
.
رفتم بیمارستان روی صندلی جلو اتاق نشسته بودم که نوبتم شد و رفتم داخل
دکتر:خوش اومدی بیا بشین
ا.ت:ممنون
نشستم که
دکتر:خب مشکل چیه عزیزم
ا.ت:خب یه چند روزی میشه که به بوی عطر همسرم حساس شدم و وقتی بوی عطرش بهم میخوره حالم بد میشه و بالا میارم
دکتر:خب یه چند تا آزمایش مینویسم اونارو انجام بدین
ا.ت:چشم
بعد انجام آزمایشات برگه جواب آزمایشات گرفتم و رفتم پیش دکتر و.....
.
.
.
هر نفسی که می‌کشیدم، به او نزدیک‌تر می‌شدم
دیدگاه ها (۲)

درخواستی رایحه (Scent)Part:4اخر و ا.ت:بفرمایید دکتر برگه رو ...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)در دنیایی پر از خون ...

درخواستی رایحه (Scent)Part:2و به آرامش رسیدیم ...جیمین امروز...

درخواستی رایحه (Scent)Part:1جیمین:من اومدم پرنسس ا.ت:سلام خو...

شروع فعالیت🌀❤️#ارباب_من#پارت_شیشدکتر: جونگ کوک دختر عموت یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط