{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتظار، در طولِ زمان، شوق را در آدمی می‌کُشد و جایِ آن را

انتظار، در طولِ زمان، شوق را در آدمی می‌کُشد و جایِ آن را با نوعی بی‌تفاوت‌شدنِ ناگزیر عوض می‌کند. وقتی کسی که باید می‌بود، نبود، در واقع پیوندی را در لحظه‌ای که نیاز به حمایت بود، گسست. پس از آن، آمدن و نیامدنش دیگر تغییری در حقیقتِ آن لحظه‌ی از دست رفته ایجاد نمی‌کند؛ چرا که آدمِ امروز، دیگر آن کسی نیست که دیروز در حسرتِ آمدنِ او، لحظه‌شماری می‌کرد.
در واقع، «دیر رسیدن» گاهی به معنای «هرگز نرسیدن» است؛ چون برخی حضورها تنها در «زمانِ خود» معنا دارند.
دیدگاه ها (۰)

گورستان، تنها جایی است که در آن، هیاهوی جهان به احترامِ «سکو...

​خوب بودن، در این روزگار، به بهایِ سنگینی تمام می‌شود؛ به به...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط