{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان جونکوک

🌖DARK WORLD{ part ۵۱ }🌔



¥ ات ات ( نفس نفس)

× کالیرا اتفاقی افتاده ... چرا نفس نفس میزنی...

¥ دنبالم بیا سریع باش...

× کالیرا از اتاق خارج شد ... روی لنا ملافه رو کشیدم و از اتاق خارج شدم ... کالیرا پایین
پله ها منتظرم بود
از پله ها پایین رفتم
که کالیرا دستمو گرفت...

کالیرا در عمارت رو باز کرد ...
و منو به سمت اتاقکی برد ..

× کالیرا اینجا چیکار می‌..

¥ سیس .... نگاه کن...

× نگاهم به داخل اتاقک خورد...

× خوب اینکه تهیونگ و کوک اند....

¥ خوب همین دیگه... گوش کن...

ویو مکالمه کوک و ته:

® خوب یعنی الان بعد از ۱۲ سال باهم اوکی بشیم...؟

- اوف اره ... ولی بفهمم به کسی بگی ...
من می‌دونم و تو..

® اوکی...

پایان مکالمه...

× اووووو. پس اینا باهام دوباره خوب شدند

¥ اره ( ذوق )

× تو چرا ذوق کردی...

¥ ات ( داد)

× داد نزن الان می‌فهمند....

× نگاهم رو به اتاقک دادم که کوک و ته نبودند...

¥ نیستند چرا...همانجا بودند که ...

® دنبال ما میگشتید...

×¥ جیغ...

¥ چرا عین جن ظاهر میشی...

× نگاهم به ته بود که دستی روی شونم نشست...

سر جام خشک شده بودم ... برگشتم که با صورت عصبی کوک برخوردم...
البته برج زهرمار ....


- اینجا چیکار میکنید...

¥ خودتون اینجا چیکار میکنید...

- به شما ربطی نداره خودتون اینجا چیکار میکردید...


× ما داشتیم... فقدر رد میشدیم...

× یک لحظه حس لعنتی خنده بهم منتقل شد...
نگاهم به کالیرا خورد...
انگار که اونم مثل من از خنده داشت منفجر میشد...

¥ اره آره راست م... ( میزنه زیر خنده)

× ( خنده)

¥ وای ات الان شوهرت بعد از ۱۲ سال دوست پسرشو بدست آورده ..

× وای باورم نمیشه... شوهرم یکی دیگه رو دوست داره...

- چی میگید شما دوتا


× باورم نمیشه بهم خیانت کردی
اه قلبم...

¥ واقعاً که داداش... فکر نمی‌کردم به زنت خیانت کنی...
( خنده)

- ات بریم...( عصبی)

× نمی‌خوای پیش دوست پسرت وایسی...( خنده)

× در حال خندیدن‌ بودیم که دستم توسط کوک کشیده شد....

× هی چیکار می‌کنی...

- ( میچسبوندش به دیوار)
رو اعصاب من نرو ات..

× خوب حقیقته ... شوهرم رفته با یکی دیگه...
یعنی منو دیگه دوست نداره ( خنده)

- اگه روزیم برم با یکی دیگه ... یک گوشه از قلبم برای تویه بفهم ...

× با صدای شخصی برگشتم که...

ادامه دارد.... 🌔


من قول میدم زود زود پارت بزارم... ولی شما باید از همش حمایت کنید..🎀😍

و اینکه اونایی که عاشق صحنه های عاشقانه و اسمات هستند... منتظر بودند ‌.. صحنه های عاشقانه جلو تره...
پس حمایت کنید تا پارت هارو زودتر بزارم...

تکنیو بای بای🌔👑
دیدگاه ها (۱۵۹)

رمان جونکوک

رمان جونکوک

رمان جونکوک

رمان جونکوک

رمان جونکوک

کوک: ببخشید زیاد روی کردم خیلی گشنم بود ات: کوک لبم رو حس نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط