خون اشام من

خون اشام من

part 9

لیوان جام از دستم کشیده شد و شکست

_داری چیکار میکنی(داد)

من ...من مگه چیکار کردم

_میدونی داری چی می خوری (داد)

نه...هق نمیدونم(گریه)

ویو جونگکوک
داشتم باهاشون در مورد اینکه به دنیای انسانا حمله کنین یا نه بحث میکردم که یهو دیدم ا.ت داره یه جام خون انسان و میخوره سریع رفتم اونو از دستش گرفتم توجه همه بهمون جلب شد یهو دیدم داره گریه میکنه گرفتمش تو بغلم

_ببخشید

(گریه)

_گریه نکن دیگه ببخشید

ب..ا هق شه

_تو داشتی یه جام خون انسانو میخوردی به غیر از اون با سم مخلوط شده بود

س..م چرا کسی باید توش سم بریزه

_بهت گفتم یورا کینه داره الان که فهمیده تو دوست دخترمی زندت نمیزاره

جونگکوک هق چیکار هق کنم(با گریه)

_هی نگران نباش من مراقبتم(بغلش کرد)

ویو جونگکوک
من فهمیدم اون حس عجیب چی بود من عاشقش بودم نمیتونستمم صبر کنم دلم می خواست بهش اعتراف کنم

_ا.ت من من ... راستش

+چی شده

_میای این بازیو واقعیش کنیم

+چی یعنی چی
دیدگاه ها (۱۱)

خون اشام منPart 10 _خب راستش من ..من دوست دارم چی دوسم داری؟...

خون اشام منPart 11(پرش زمانی به خونه)_یکی یه تیکه پارچه بیار...

خون اشام من part8یهو دیدم چشماشو بسته و چسبیده به سینم اوخدا...

خون اشام منpart 7پرش زمانی ساعت ۷مهمونی دیگه داره شروع میشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط