درخواستی
درخواستی
**Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)
Part:23
و اروم بلندش کردم و کشیدمش تو بغلم
تهیونگ:متاسفام *اروم
ازم فاصله گرفت
تهیونگ:زود قضاوتت کردم واقعا متاسفم..خیلی پشیمونم*بغض
خواستم برم سمتش که خودشو عقب کشید
ا.ت:نزدیک نیا
تهیونگ:لطفا منو ببخش
ا.ت:چرا
تهیونگ:پشیمونم لطفا ...من ...دوست دارم
ا.ت:.....برای همین کتکم زدی
تهیونگ:گفتم که پشیمونم
ا.ت:الان فهمیدی قضیه چیه
تهیونگ:اوهوم
ا.ت:الان من باید چیکار کنم*گریه
تهیونگ:من درستش میکنم بهم اعتماد کن
دستامو گذاشتم دوی طرف بازوهاش
ا.ت:چطوری
تهیونگ:یادت رفته من کیم؟
ا.ت:نه
تهیونگ:خب من حلش میکنم ...بخشیدیم ؟
ا.ت:......
تهیونگ:متاسفام
ا.ت:دیگه دیره کیم
تهیونگ:......
ا.ت:.....
تهیونگ:چیکار کنم ببخشیم
ا.ت:راه نداره
....
.
در دنیایی پر از خون و خیانت، تنها یک چیز حقیقت داشت: عشقِ وسواسگونهی او، که چون زنجیر ابریشمی، تو را برای همیشه در بر میگیرد.”
**Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)
Part:23
و اروم بلندش کردم و کشیدمش تو بغلم
تهیونگ:متاسفام *اروم
ازم فاصله گرفت
تهیونگ:زود قضاوتت کردم واقعا متاسفم..خیلی پشیمونم*بغض
خواستم برم سمتش که خودشو عقب کشید
ا.ت:نزدیک نیا
تهیونگ:لطفا منو ببخش
ا.ت:چرا
تهیونگ:پشیمونم لطفا ...من ...دوست دارم
ا.ت:.....برای همین کتکم زدی
تهیونگ:گفتم که پشیمونم
ا.ت:الان فهمیدی قضیه چیه
تهیونگ:اوهوم
ا.ت:الان من باید چیکار کنم*گریه
تهیونگ:من درستش میکنم بهم اعتماد کن
دستامو گذاشتم دوی طرف بازوهاش
ا.ت:چطوری
تهیونگ:یادت رفته من کیم؟
ا.ت:نه
تهیونگ:خب من حلش میکنم ...بخشیدیم ؟
ا.ت:......
تهیونگ:متاسفام
ا.ت:دیگه دیره کیم
تهیونگ:......
ا.ت:.....
تهیونگ:چیکار کنم ببخشیم
ا.ت:راه نداره
....
.
در دنیایی پر از خون و خیانت، تنها یک چیز حقیقت داشت: عشقِ وسواسگونهی او، که چون زنجیر ابریشمی، تو را برای همیشه در بر میگیرد.”
- ۱.۲k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط