MY HUSBAND IS A MAFIA
MY HUSBAND IS A MAFIA
PART 4
دختر به چشمای خمار جونگکوک زل زد..
قلبش یه تپشافتاد، آب دهنشو قورت داد و سعی کرد آروم باشه
جونگکوک متوجه حالت دختر شد و پوزخند زد ، با یک دست دوتا دست دختر رو گرفت و به دیوار چسبوند.
به لبای دختر خیره شد
بالاخره لنا با تمام توان صحبت کرد
"ب..برو کنار.."
"نرم چی؟"
دختر اخمکرد و سعی کرد دستاشو آزاد کنه، اما حلقه دست جونگکوک دور دستش محکمتر شد
"اه..جونگکوک نکن"
جونگکوک سرشو تو گردن لنا برد و نفس عمیق کشید
نفس گرمش به پوست حساس دختر برخورد کرد
"جئون..اذیتم نکن"
"اذیت میشی؟.."
دختر مکث کرد
جونگکوک سرشو بالا آورد و پیشونیشو به پیشونی لنا چسبوند
"میدونیچقدر منتظرت بودم؟ براچی یهو ولم کردی..؟ پای پسر دیگه ای وسطه؟ قسممیخورم میکشمش_"
لنا حرفشو سریع قطع کرد
"چی؟ پسر دیگه؟ دیوونه ای؟ فکر کردی.. فکر کردی من بخاطر یه پسر دیگه از تو میگذرم؟"
جونگکوکپوزخند زد
"پس چرا فرار کردی؟ هوم؟"
"من بایدمیرفتم پیش مامانم که بیمارستان بود.. "
حلقه جونگکوک روی دست لنا شل شد اما نه زیاد که بتونه فرار کنه
"بیمارستان؟ چرا بهمنگفتی پس؟"
"چون اگرمیگفتم میخواستی با من بیای و مامانم سرم غر بزنهبا مافیا تو رابطه ای؟"
"مشکلش چیه؟ مگه من مافیام نمیتونم زن داشته باشم؟
دختر خندید
PART 4
دختر به چشمای خمار جونگکوک زل زد..
قلبش یه تپشافتاد، آب دهنشو قورت داد و سعی کرد آروم باشه
جونگکوک متوجه حالت دختر شد و پوزخند زد ، با یک دست دوتا دست دختر رو گرفت و به دیوار چسبوند.
به لبای دختر خیره شد
بالاخره لنا با تمام توان صحبت کرد
"ب..برو کنار.."
"نرم چی؟"
دختر اخمکرد و سعی کرد دستاشو آزاد کنه، اما حلقه دست جونگکوک دور دستش محکمتر شد
"اه..جونگکوک نکن"
جونگکوک سرشو تو گردن لنا برد و نفس عمیق کشید
نفس گرمش به پوست حساس دختر برخورد کرد
"جئون..اذیتم نکن"
"اذیت میشی؟.."
دختر مکث کرد
جونگکوک سرشو بالا آورد و پیشونیشو به پیشونی لنا چسبوند
"میدونیچقدر منتظرت بودم؟ براچی یهو ولم کردی..؟ پای پسر دیگه ای وسطه؟ قسممیخورم میکشمش_"
لنا حرفشو سریع قطع کرد
"چی؟ پسر دیگه؟ دیوونه ای؟ فکر کردی.. فکر کردی من بخاطر یه پسر دیگه از تو میگذرم؟"
جونگکوکپوزخند زد
"پس چرا فرار کردی؟ هوم؟"
"من بایدمیرفتم پیش مامانم که بیمارستان بود.. "
حلقه جونگکوک روی دست لنا شل شد اما نه زیاد که بتونه فرار کنه
"بیمارستان؟ چرا بهمنگفتی پس؟"
"چون اگرمیگفتم میخواستی با من بیای و مامانم سرم غر بزنهبا مافیا تو رابطه ای؟"
"مشکلش چیه؟ مگه من مافیام نمیتونم زن داشته باشم؟
دختر خندید
- ۱۲.۵k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط