{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Psycho killerقاتل روانی

Psycho killer(قاتل روانی)
Part ۹

لباسی مشکی رنگ با آستین های افتاده و کلوش ، بسیار شیک و زیبا به همراه کفش پاشنه بلند مشکی رنگ...........

سپس گردنبند از جنس نقره دارای نقوش ظریف و کار شده بر روی ان به همراه گوشواره ها و دستبندهای ستش را انداخت با زدن عطرش دیگر آماده مهمانی رفتن بود به سمت آیینه اش رفت نگاهی به خودش کرد زیبا شده بود با صدای اجوما دست از افکارش برداشت از اتاقش خارج شد وراهروی طولانی را طی کرد تا اینکه به پله ها رسید پله ها یکی پس از دیگری طی کرد به سمت درخروجی گام برداشت اجوما و خدمتکار دید که با حیرت بهش نگاه میکنن

اجوما: دخترم چقدر این لباس بهت میاد خوشگل شدی مطمئنم مردای اونجا چشم ازت برنمیدارن

ات یک نگاه ریز همراه با خجالت کرد و سپس گفت

ات : ممنونم اجوما

بعد از خداحافظی از بقیه به سمت ماشینی که در حیاط عمارت پارک شده بود رفت راننده در پشتی را برای ات باز کرد بعد از سوارشدنش ماشین به سمت عمارتی که در ان مهمانی برگزار می‌شد شروع به حرکت کرد

ات دختر داستان ما همانطور که به شیشه ماشین تکیه داده بود نفس عمیقی کشید شاید در ظاهر آروم بنظر می‌رسید اما در دلش غوغایی بود که هیچ کس ازش خبر نداشت البته حقم داشت هیچ کس تا بحال اونقدر بفکرش نبود بجز پیرمرد

به تمام اتفاقات این چند روزه فکر میکرد اینکه چرا کسی که فقط برای چند روز میشناسدش اونقدر باهاش مهربونه !!!!!!!! اصلا برای چی باید همراه پیرمرد به مهمانی می رفت!!!!!!!!! چرا پیرمرد صبح زود از خونه رفته بود!!!!!!! اون در قرمز رنگ.........و چراهای بی پایان که برای هیچ کدامشان جوابی نداشت غیر از خود پیرمرد

غرق در افکارش بود تا اینکه با صدای راننده از افکارش بیرون امد نگاهش رابه راننده داد

راننده: خانم رسیدیم

ات نگاهی به بیرون انداخت عمارتی بسیار بزرگ و باشکوه با نورافشان هایی در دل جنگل تاریک وسرد وخشن که فضای کاملا متفاوتی راخلق کرده بود درست بمانند داستان های ماجراجویانه...‌.....

ورودی عمارت که با میله های آهنی پهن و سنگین و دیواره هایی از جنس بتن دورتادور عمارت پوشانده بود ات همانطور که به این چیزها فکر می کرد بعد از معرفی اش توسط راننده به نگهبان وارد عمارت شد


ادامه دارد ...........
دیدگاه ها (۲)

Psycho killer(قاتل روانی)Part 10ات همانطور که به این چیزها ف...

Psycho killer(قاتل روانی)Part 11.........: برای بانوی زیبایی...

پارت سوم چییییی گذاشت رفت بدون اینکه بزاره حرفام تموم بشه حت...

پارت دوم هردومون با این حرف جیمین خندیدیم تا اینکه به سمتم ا...

Part:42. #ریاست.عشقویو اتهمر...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط