{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My Vampire Mate Season 2 part : 91

× شرمنده اِم
شمشیرش را کشید و بسرعت بسمت تخت آمد، شمشیرش را زیر چانه ی او گذاشت قبل از اینکه حتی بتوانند پلک بزنند
بدن جیمین سخت شد ولی با وجود زخم هایش و اِما که رویش بود نمیتوانست بسرعت واکنش نشان دهد
اِما غريد :
+ شمشیر تو...بزار.....پایین
× تو عقلت سر جاش نیست بچه چرا میخوای باهاش باشی وقتی در موردش کابوس میبینی؟
آنیکا اضافه کرد
÷ تو باید از این...این لیکا دور بشی
+ من با این...
چشمانش آبی شده
+ ليكا میمونم...
× ولی کابوس ها.....
+ این به ما مربوطه
وقتی رجین به جلو فشار آورد اِما غريد
+ گفتم نه
با سرعت فوق العاده ای او را به عقب هل داد و رجين آنطرف اتاق روی زمین افتاد
جیمین فورا اِما را پشت سرش گذاشت
ولی در عوض حمله ای که از رجین انتظار داشت ، رجین
فکش را تکانی داد و لبخند درخشانی زد
× 65 سال سعی میکردم بهت یاد بدم همینطوری حرکت کنی
همه ی آنها دیوانه بودند، بجز اِما!
رجین به والکری دیگری که روی کمد که از ناکجا آباد پیدایش شده و آدامس میجوید گفت :
▪︎ بررسیش کن به مشتش صدمه نزده باشه، بالاخره میتونم یکم آروم بشم
آنیکا دستانش را به هم فشرد
÷ اِما لطفا منطقى باش
سرش را برای آنیکا کج کرد
♧ اینجا چخبره؟ خونه باید توسط صاعقه‌ی تو نصف شده باشه
جیمین فکر میکرد که حالا آنیکا نمیتواند در مورد این وضعیت چیزی بگوید چون حالا با یک خون آشام که دورگه هم نبود فامیل شده {نیکلای}
_ آره آنیکا بهش بگو چرا یه لیکا الان اونقدرا هم بد بنظر نمیرسه
وقتی اِما به او اخم کرد، جیمین توضیح داد
_ آنیکا موافقت کرده که ازدواج خواهرشو با ورث به رسمیت بشمره گمونم در حال فکر کردن به اینه که هر چیزی از این وضع بهتره
آنیکا نگاهی پر از نفرت به او انداخت
+ میدونی چیه؟
اِما به آنیکا گفت :
+ میتونم ببینم که داری اینو میپذیری....باور نکردنیه...ولی میتونم ببینمش و قراره سرمو پایین بگیرمو سوالات زیادی نپرسم...
لیکا ناگهان غرید
_ مسیح جیمی!
جیمین با ضعف و سختی بلند شد
اِما را کنارش نگه داشت ، با کمک او از پله ها پایین رفت و آنیکا و رجین که میخواستند بدانند چه اتفاقی افتاده بدنبالشان رفتند
داخل زیرزمین ورث را با جیمی دیدند که در حال نگه داشتن سقف هستند
وقتی خون آشام پرسید صدایش بطرز نامتجانسی آرام بود
~ چجور احمقی همچین نقشه ای رو درست میدونه؟

جیمین با لحن متحیری رو به اِما گفت :
_ خانوادت ، قوم و خویش شدن از راه ازدواجو قبول میکنه
نگاه خون آشام به سمت جیمین رفت که دست اِما را میفشرد و ابرو بالا انداخت
~ البته
کسی نعره کشید
" فيلم! "
و با ناراحتی شدید جیمین شنید که والکری شروع به حرکت درون خانه کرد
در حالی که یک پیمانکار لور پیدا کرده بودند که میتوانست آسیب خانه را تعمیر کند جیمین مجبور بود با وجود جراحاتش سقف را نگه دارد
به سختی توانست به اتاق اِما برگردد تا بتواند دوباره زخم هایش را بانداژ کند
چند دقیقه قبل در اتاق اِما ولو شد او را نیز با خودش روی تخت کشید و تقریبا اِما روی سینه ی او بخواب رفت
حالا با خیرگی نگاهشان میکرد دستانش دور اِما محکم تر شده بود و آرزو میکرد که اسلحه داشت چون آنها از گوشه و کنار خانه وارد اتاق اِما میشدند
بعضی از آنها پاپ کورن داشتند ولی هیچکدام از آنها نمیخوردند
آنها روی تاقچه ی پنجره بالای کمد و حتی بعضی از آنها پای تخت که با هیسی به جیمین فهماندند پاهایش را جمع کند نشستند
جیمین با ناراحتی متوجه شد که آنها در این مورد بی پروا هستند
اینجا یک لیکا با جوانترین عضو خانوادیشان در آغوشش در تختش بود و منتظر بود آنها هر لحظه متوجه این شوند و به او حمله کنند
او به اندازه ای ضعیف بود که هرگز نبوده و آنها مانند گردباد احاطه اش کرده بودند
جیمی و لوسیا بطرز واضحی غائب بودند
لوسیا با ویدئو برگشت ولی ظاهرا چنان اتفاقی در قبیله افتاده بود که مجبور شد فورا برگردد، جیمی نیز بدنبالش رفت
در کمال ناباوری وقتی ورث همراه میست وارد شد جیمین تقریبا مشکلی نداشت البته در اخم کردن به آن حرام***زاده تردید نکرد

سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
دیدگاه ها (۸)

My lovely neighbor part : 47

My lovely neighbor part : 46

My Vampire Mate Season 2 part : 84

My Vampire Mate Season 2 part : ۷۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط