{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیبا تر از الماس

زیبا تر از الماس

پارت ۱۱۵

دیانا: گردنمو محکم ‌گاز می‌گرفت دردم گرفت

ارسلان: دستشو گذاشت رو سرم میخواست دورم که که محکم میکی زدم

دیانا: دستم شل شد و رفت رو شونه هاش

ارسلان: از گردنش دل کندم و رفتم سراغ س‌ی‌‌ن‌ه هاش چنگ زدم بهشون

دیانا: آخ ارسلان

ارسلان: تقصیر خودت بود فسقلی

دیانا: آره آخ آروم
دیدگاه ها (۰)

رمان زیبا تر از الماس پارت ارسلان: دستم رفت سمت پایینش و مال...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۱۷دیانا: صبح از خواب بیدار شدم و...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۱۴دیانا: ارسلان ارسلان: دیانا چی...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۱۳ارسلان: بچه ها مادیگه بریم همه...

پارت چهاردهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط