رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت

ارسلان: دستم رفت سمت پایینش و مالیدم

دیانا: دستم رو دستش قرار دادم و ناله کردم

نویسنده: اهم اهم

ارسلان: بعد اینکه همه چی شو چشیدم چندتا ت‌ل‌م‌ب‌ه زدم که جیغش رفت هوا

...چند دقیقه بعد ..

دیانا: آخ آخ

ارسلان: خنده تقصیر خودت بود کوشولو

دیانا: مظلوم گفتم درد میکنه

ارسلان: بریم حموم درست میشه

دیانا: رفتیم حموم اومدیم نا نداشتم دراز کشیدم رو تخت ارسلان موهامو خشک می کرد

ارسلان: بعد اینکه از حموم اومدیم برقا رو خاموش کردم رفتم کنارش خوابیدم پشتش بهم بود دلشو نوازش کردم

۵ نفر دیگه تا ۴۸۰ تاییشدنمون و ۵ تا پارت بامزه
دیدگاه ها (۱۷)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

رمان عشق ممنوع

Custom bride part : 12

سیلام خوشگلامممممممممممم🎀✨آماده این برای پارت جدید ؟؟؟؟؟💕🎀🎀🎀...

پارت دوازدهم《خونه》《Custom kiss》 ویوتهیونگ:...

رمان سوم پارت یازدهم ادامش بسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍...

Cruel Love پارت۸ که صدای بابابزرگ اومد ماهم مجبور شدیم بریم ...

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

پارت ۴که یهو دستم کشیده شد و کشیده شدم تو بغل یکی. سرمو بلند...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط