{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیش و مات

کیش و مات
پارت 18
ارسلان
دیانا پرید بغلم و گریه کرد
دیانا : ببخشید ارسلان من نمیدونستم وگرنه یه همجین کاری رو نمیکردم تو به خاطر من الان اینجوری شدی منو ببخش
ارسلان : اشکال نداره تازه من از اون دزد واقعا ممنونم چون تو رو به من برگردوند ولی با اینکه چاقو خوردم ارزشش رو داشت جون پرستاری مثل تو دارم
تا اون لحظه دیانا داشت با تعحب نگام میکرد و بعد یه مشت زد تو دستم و گفت : بیشوررررررر
مهشاد
محشاد : وای چقدر گشنم بود دستت درد نکنه محراب وای داشتم میمردم
محراب : میخوای بازم بگم بیارن
مهشاد : نه عشقم ترمیدم
محراب : نوش جونت عشق خودمی تو چه خوب شد خدا تو رو به من داد
مهشاد : و همین طور خدا تو رو به من
محراب : دوست دارم
مهشاد : منم
ستایش
رفتیم با رضا وارد اتاق ارسلان شدیم که ديديم
دیدگاه ها (۶)

سناریو تهیونگ

پارت ۳ ویو ات ...خب، رسیدیم به اتاق‌ها. من و سولا رفتیم تو ا...

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

Love&HateP.6_هانا جیمین جونگکوک(همه نگاش کردن)میاین جرعت حقی...

پارت هشت لونا: اون اون مادرم بود اشکام رو پاک کردم و جواب دا...

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸پارت ۱۱🌸*ویو چویاداشتم تویه خیابون راه می...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

The unwanted roommate ___________________________ویو پارک یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط