{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{ازدواج از اجبار }

پارت:۴
ویو روز عروسی:
ات با لباس عروسی که انگار برای او سلخته شده بود از در سالن زیبایی بیرون اومد مثل یک فرشه بود
مین یوگی با کت شرواری مشکی و جذابی به ماشین گرون قیمتش تکیه داده بود و منظر زنش بود
ویو شوگا:داشتم با کوشیم ور می رفتم که ات اومد خیلی زیبا بود رفتم و بلندش کردم که با تعجب نگام کرد
_چیه نگاه داره؟
+بزارم زمین
_می وزدنت نمی شه
که هردو خندیدن
و سوار ماشین شدن و  رفتن سمت
تالار که وقتی وارد تالار شدن همه جیغ زدن و گل پرتاب کردن
عروس و داماد پیش هم نشستن و عاقد(؟*)
چرت و پرتاشو گفت و گفت که همو ببوسن
ات نمی خواست و شوگا منتظر همین لحظه حمله ور شد به لب ات و مک محکی زد و همه جیغ زدن
ویو شب: ات خسته سوار ماشین شد و تا رسید تو ماشین خوابید که شوگا گفت:آره بخواب قراره انژی زیادی از دست بدی
وقتی رسیدن خونه شوگا ات رو بلند کرد و برد تو خونه و گذاشتش رو تخت و لباس ات رو در اورد و بعد لباس خودش.‌‌‌........
ادامه کامنتا
دیدگاه ها (۲۰)

{ ازدواج ازاجبار}

{ازدواج از اجبار}

ات: واییییییییییییی چی دارم میگم(ویو ات) ساعت نزدیک ۱۲ بود ر...

.♡دزدی من♡.پارت 1ویو ات از هواپیما پیاده شدم و سمت سالن فرود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط