کوک راستی مینا هنوزم جرت داری جرت و حقیقت بازی کنی یا دیگه همون ...
𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟐
کوک: «راستی مینا… هنوزم جرأت داری جرأت و حقیقت بازی کنی؟ یا دیگه همون یه بار قهر کردن کافی بود؟ »(😏)
مینا: «جرأت؟! من ازت نمیترسم.»(🤨)
ات: «آهاااااا بچهها برگشتیممممم! بازی شروع شد!»(🤩)
کوک: «خب باشه… جرأت.»
مینا: «بگو.»
کوک: «الان جلوی همه بگو… کی بیشتر حرصت میده، من یا ات؟»(😏)
ات: «یاااااا خداااااا این چه سوالی بود!»(🤣)
مینا: « مشخصه. تو.»(😐)
کوک: «هه. معلومه. چون همیشه دنبال منی.»
مینا: « من دنبال تو؟! توهمی.»
ات: « وای وای وای این دیالوگ افسانهای شد.»(🤣)
کوک: «هه… پس یعنی قبول داری دنبال من نیستی؟ باشه… ولی وقتی دوباره قهرت تموم شد، یادت نره کی بود که دلتو گرفت.»
مینا: « پررو.»(😒)
ات: «اووووووووف جنگ جهانی سوم داره شروع میشه.»
اما برای اولین بار بعد از مدتها…
ات حس کرد دوباره اون انرژی همیشگی "مونگلها" برگشته.
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟐
کوک: «راستی مینا… هنوزم جرأت داری جرأت و حقیقت بازی کنی؟ یا دیگه همون یه بار قهر کردن کافی بود؟ »(😏)
مینا: «جرأت؟! من ازت نمیترسم.»(🤨)
ات: «آهاااااا بچهها برگشتیممممم! بازی شروع شد!»(🤩)
کوک: «خب باشه… جرأت.»
مینا: «بگو.»
کوک: «الان جلوی همه بگو… کی بیشتر حرصت میده، من یا ات؟»(😏)
ات: «یاااااا خداااااا این چه سوالی بود!»(🤣)
مینا: « مشخصه. تو.»(😐)
کوک: «هه. معلومه. چون همیشه دنبال منی.»
مینا: « من دنبال تو؟! توهمی.»
ات: « وای وای وای این دیالوگ افسانهای شد.»(🤣)
کوک: «هه… پس یعنی قبول داری دنبال من نیستی؟ باشه… ولی وقتی دوباره قهرت تموم شد، یادت نره کی بود که دلتو گرفت.»
مینا: « پررو.»(😒)
ات: «اووووووووف جنگ جهانی سوم داره شروع میشه.»
اما برای اولین بار بعد از مدتها…
ات حس کرد دوباره اون انرژی همیشگی "مونگلها" برگشته.
- ۵.۴k
- ۱۴ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط