{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجاست که باید گفت حیوانم آرزوست

میگن یک کشاورز بوده که یک گاو داشته بخاطر مشکل مالی اون میفروشه چند قدمی میره همراه اون خریدار تا می بینه صاحت گریه میکنه بر میگرده برای آخرین بار میخواد از صاحبش که اون بغل بکنه نازش بکنه 😥
دیدگاه ها (۷)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part³: ...

《 نتیجـــه‌ی غرب‌گرایـــی 》میگن سفیر انگلیس توی دهلی ( هند )...

خلاصه ی فیک:آخرین باران باتو

پارت۳۵

میگن دختر گریه کنه کمر پدرش ‌میشکنه خب خیلی دوست دارم بدونم ...

ویسگون داداش ریدی تو کیفیت آخه چرا💔اهم سلامم اینم اوسی دکتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط