فصل دو من هفت تا ددی دارم

#pari_76

من:نباید بریم.؟!

جین: چرا ولی خیلی شلوغه مگه از در مخفی بریم لباس مبدلتو تنت کن تا بریم

نامجون ماروین رو بقل کرد که ماروین عین کنه محکم بقلش کرد و سوژه جدید برای پسرا جور کرد

خیلی هیت گرفته بودن و توی این چند وقت حتی تهدید به قتل شده بودن اما بازم جلوی کمپانی و آرمیا وایسادن

توی لایو آخر با وجود کامنتای منفی خواهش کردن آرمیا واسه یبار ماروین ببینن و اونوقت هرچی خواستن بگن

نمیدونستم چی قراره بشه ولی دوباره این خانواده رو از دست نمیدادم... :)

*. یک هفته بعد هفته دوم تعطیلات .*

روی میز ضرب گرفته بودم و منتظر غذا بودم
_غذا میخوامممم 
غذا میخوامممم
غذا میخوامممم
غذا میخوامممم
غذا میخوامممم

کوک: دیوث کمک نمیکنی دو دقه خفه شو

_ دیوث
دیوث
دیوث
دیوث

کوک:مارویننننن

_گشنمه میفهمیییی گشنمهههه من غذا میخوامممم گشنمههه گشنههههه روم فشارههه فشااار

#anil نویسنده
@dady_2021
دیدگاه ها (۲)

فصل دو من هفت تا ددی دارم

#part_۷8با تموم شدن غذا همه توی حال ولو شدن که کنار نامجون ل...

فصل دو من هفت تا ددی دارم

فصل دو من هفت تا ددی دارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط