{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رویای غمگین من

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤
Part15

یهو چراغا خاموش شد و یونا ترسید
یونا:من میترسم...هق...من حالا چیکار کنم
کوک:یاااا گریه نکن
کوک رفت رو تخت جاشو با یونا عوض کرد
کوک:بیا روم دراز بکش
یونا:ز‌.ز..زشته
کوک:یااا منو دیوونه نکن دوست پسرتم ما حتی از این بدترش داشتیم
یونا:ب‌‌ب.. باشه
یونا رفت روی کوک دراز کشید کم کم جفتشون خوابشون برد صبح یونا زوداز بیدار شده بود

(ویو یونا)
این دسر من میشناسم ولی یادم نمیاد چطور این پسر خیلی خوشتیپ از بوی بدنش چشماش واییی خدا.....لباش عوممم دلم میخواد مزش کنم چرا مزه اون لبا رو یادم نمیاد واییی کارای خاک برسری آخه عوففف

کوک:یونا عشقم به چی فکر می‌کنی ورا به لبام نگاه می‌کنی
یونا:خب چیزه امممم راستش
کوک:بیا اینجا می‌خوام بخورمت حرف نزن
یونا:یااا نگه من پرتغالم
کوک:نه توت فرنگی منم شیرتم دوست داری باهم قاطی شیم؟😈
یونا:هی بس کن تازه از خواب بیدار شدیم بزار چشمامونو باز کنیم
کوک:ولی من نمیخوام چشمان باز کنی می‌خوام چشمات و بچرخونی😈
یونا زد تو بازوی کوک
کوک:اوخ عوف شدم چرا؟
یونا:بس کن...خنده
کوک:عشقم حافظت برنگشت...ناراحت گرفته
یونا:نه ولی عشقی نسبت بهت دارم
کوک:خوبه پس یعنی حافظت داره برمیگرده
یونا:یه چیزایی یادم اما خیلی خوب چیزی یاد ندارم
کوک:حیف شد که میخواستم همه چی یادت بیاد😈
یونا:شیطنت نکن کوک

(پرش به سه روز بعد)
یونا رو دکترا مرخص کردن تو راه برگشت به خونه بودن
یونا خاطرات براش مرور میشد تند تند یادش میومدد
یونا: کوکیییییی..بلند
کوک:جانممممم...ترس نگران
یونا:اخخخ ببخشید ترسیدی...خنده
کوک:چرا اینجوری صدا می‌کنی دورت بگردم ترسیدم
یونا:کوکککک همه چی یادم آمد حتی وقتی اپن به هم اعتراف کردیم بعد دیشیری نانای شد
کوک:واقعا... ذوق
یونا:البته
کوک: خیلیی خوشحالم...ذوق عجیب غریب
کوک:پس برات یه سورپرایز دارم
یونا:چه سورپرایز
کوک؛بماند که چیه
یونا بکو دیگه
کوک
یونا:ای بابا این جوری که نمیشه من باید چشم به راه باشم ساعت شماری کنم
کوک لبخندی زد به راهش ادامه داد

تا پارت بعد بای بای

#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
دیدگاه ها (۲)

رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤Part16جونگکوک به راهش ادامه داد...

#سناریووقتی رو درست و نمره هات حساسا و تو نمره پایین میگیری ...

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤Part14کوک:هیششش....زودبرمیگردم...

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤Part13دکتر آمد بیرون لب زد..خو...

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤Part18شامشون و خوردن تموم شد ب...

پادشاه من پارت آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط