رویای غمگین من3

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤
Part14


کوک:هیششش....زودبرمیگردم
یونا ساکت موند تا جونگکوک برگرده یونا خیلی تلاش میکرد حافظش برگرده ولی انگار اسمش یادش نبود حتی نمیدونست کجای زندگیش دقیقا قرار داره
کوک بعداز پنج مین آمد
کوک:عشقم اینم غذات باید تا تهش بخوری
همینجور که درش باز میکرد...
یونا:کوک ما باهم رابطه هم داشتیم؟
کوک:اوه چه سوالی....یه کار خاک برسری کردیم نچ نچ نچ.... خنده
یونا:هی بسه حالم به هم خورد
کوک:باش باشه عشقم ببخشید
برای یونا ابن همه عشق تو وجود این مرد عجیب بود ذهنش درگیر کرده بود نگاهش میکرد غذاش هم میخورد
کوک:نفسم به چی نگاه می‌کنی
یونا:چرا آنقدر تو عجیبی
کوک:من؟!🙁
یونا:اره
کوک:عینک بزن چشات درد نگیره
یونا:هی پسره از خود راضی..زد تو بازوش
کوک: ای ای دکتر تیر خوردم دردم گرفت...ادا درآورد
یونا:دیونه...خنده
کوک:خوبه پس خندیدی.‌‌خنده کوتاه
کوک:قاشق آخرم بخور
یونا:میل ندارم
کوک:انکار باید از روش خودم استفاده کنم
یونا:چه روشی
کوک آخرین قاشق برداشت
کوک:دهنت باز کن پاستیل میخرم برات
یونا:پاستیل دوست دارم
کوک:پس اگر می‌خوایی بخوریش باید اینو بخوری
یونا:باشه
کوک که به بچه بودن یونا خندش گرفته بود چیزی نگفت غذا رو گذاشتم تو دهن یونا یونا هم عین بچه ها میخورد حرفی نمی‌زد
یونا:پاستیل من کو
کوک:بیا فدات شم
یونا:هی مردک من خرسی میخواستم
کوک:اینم خرسی
یونا:مرسی...ذوق
نشست با ذوق شروع کرد به خوردن انکار دیگه وقت خوابش بود چراغ های بیمارستان از ساعت 9 به بعد چراغش خوامو میشد برای اینکه بیمار ها استراحت کنن چراغ ها بهم خاموش شد و...
تا پارت بعد بای بای🎊
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
https://splus.ir/joingroup/APf9XFMvdG7yvyPsOiVrOQ
دیدگاه ها (۴)

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت¹²ویو نویسندههمه زدن زیر خنده.آلی...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

عاشق part³کوک سوار ماشین شد که ات گفت :• کوکی ازت ممنونم- پر...

مهمونی خطرناک پارت =13با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:منظورت چی...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.17کوک:من خیلی احمق بودم..متاسفم*گر...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

پارت۱۱که یهو جیمین با کلی غذا اومد سمته ات و ات با تعجب به غ...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط