میدونی چیه
میدونی چیه؟
بعضی وقتا یهویی، بیهیچ دلیلی، دلت میگیره...
نه کسی چیزی گفته، نه اتفاق بدی افتاده،
ولی یه بغض عجیب میاد میشینه وسط گلوت.
انگار هزار تا حرف داری که هیچوقت به زبون نیومده،
حرفایی که حتی واسه خودتم غریبهست.
همونا که هر شب موقع خواب،
مثل فیلم از جلو چشمات رد میشن
ولی صبح که بیدار میشی، فقط یه خستگی میمونه برات.
میدونی این دلگرفتگیا چیه؟
سنگینی همون درداس که قورت دادی،
همون باراییه که گفتی اشکالی نداره و تنهایی کشیدی،
همون وقتاییه که میخواستی داد بزنی ولی لبخند زدی،
همون شباییه که همه خواب بودن و تو بیدار،
زُل زده بودی به سقف، دنبال یه دلیل واسه این همه خستگی.
یه جایی توی وجودمون پر از کلمههای نگفتست.
کلمههایی که نه میتونیم بگیم، نه میتونیم بندازیم دور.
فقط هی میذاریم روشون خاک بشینه
ولی هر از گاهی خودشون رو نشون میدن،
یهویی میزنن بیرون، دل آدمو میگیرن.
میفهمی چی میگم؟
آدم حتی خودش هم نمیدونه چرا ناراحته...
فقط میدونه یه چیزی کم داره،
یه چیزی سر جاش نیست.
انگار دل آدم میخواد با خودش قهر کنه.
و بدترش اینه که هیچکس نمیفهمه،
چون هیچکس اون بارِ ساکت و بیصدا رو به دوش نکشیده،
هیچکس اون حرفای خفهشده رو نشنیده.
ولی دلت میدونه...
دلت یادشه چند بار گفتی: "اشکالی نداره"
در حالی که همهچی اشکال داشت.
#دلنوشته #دلتنگی
بعضی وقتا یهویی، بیهیچ دلیلی، دلت میگیره...
نه کسی چیزی گفته، نه اتفاق بدی افتاده،
ولی یه بغض عجیب میاد میشینه وسط گلوت.
انگار هزار تا حرف داری که هیچوقت به زبون نیومده،
حرفایی که حتی واسه خودتم غریبهست.
همونا که هر شب موقع خواب،
مثل فیلم از جلو چشمات رد میشن
ولی صبح که بیدار میشی، فقط یه خستگی میمونه برات.
میدونی این دلگرفتگیا چیه؟
سنگینی همون درداس که قورت دادی،
همون باراییه که گفتی اشکالی نداره و تنهایی کشیدی،
همون وقتاییه که میخواستی داد بزنی ولی لبخند زدی،
همون شباییه که همه خواب بودن و تو بیدار،
زُل زده بودی به سقف، دنبال یه دلیل واسه این همه خستگی.
یه جایی توی وجودمون پر از کلمههای نگفتست.
کلمههایی که نه میتونیم بگیم، نه میتونیم بندازیم دور.
فقط هی میذاریم روشون خاک بشینه
ولی هر از گاهی خودشون رو نشون میدن،
یهویی میزنن بیرون، دل آدمو میگیرن.
میفهمی چی میگم؟
آدم حتی خودش هم نمیدونه چرا ناراحته...
فقط میدونه یه چیزی کم داره،
یه چیزی سر جاش نیست.
انگار دل آدم میخواد با خودش قهر کنه.
و بدترش اینه که هیچکس نمیفهمه،
چون هیچکس اون بارِ ساکت و بیصدا رو به دوش نکشیده،
هیچکس اون حرفای خفهشده رو نشنیده.
ولی دلت میدونه...
دلت یادشه چند بار گفتی: "اشکالی نداره"
در حالی که همهچی اشکال داشت.
#دلنوشته #دلتنگی
- ۹.۷k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط