{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🖤 🖤 🖤

🖤 🖤 🖤
(۶۰ )روز پیش همین موقع ها بود که پدرم در عین ناباوری (ایست قلبی)
من رو تنها گذاشت و رفت ،و میدونست که من غیر از خودش هیچکسی رو اینجا ندارم،ولی تنهام گذاشت و رفت،امروز ۶۰ روز میگذره و من همچنان تو شوک هستم و هنوز باورم نمیشه که چقدر راحت،چقدر راحت ،خاموش شد و رفت و من رو تو شهر و کشور خودم غریب و تنها گذاشت و رفتــ....😔😑😔
واقعن کـِ... یکـ سری کارها و مصلحتهای خدا...نامردیه...🥺
دیدگاه ها (۱۴)

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

ترس شیرین pt 43-وقتی یه بار بعد از تمرینام رفتم پیشش چهرش ...

★彡   Part 45 彡★ ( تهیونگ ) موقع شام تماما حواسم یه نگاه های ...

سناریو باکودکو

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط