#سناریون
#بی_تی_اس
#تهیونگ
#جونگکوک
#جی_هوپ
#جیمین
#جین
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷¹مینهیوک که متوجه شد،با خنده گفت:آقای...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁰مینهیوک با همون لبخندِ گرم و چالگون...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁹بعد از چند لحظه سکوت گفت:جونگ کوک..او...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁸این نزدیکی دوباره باعث شد لرزش به تنم...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁷نگاهش بالا اومد و به افکارم پایان داد...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁶یکییکی فنجونها رو جلوی همه گذاشت.وق...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁵دوباره از پنجره به اون مرد چشم دوختم....
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁴با دیدنِ سایهای که گوشهی اتاق،کنارِ...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶³با صدایی که سعی در پناه کردن بغض داشت...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶²انقدر نزدیک بود که میتونستم گرمای نف...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶¹من چطور باید بعد از اتفاقاتِ دیشب،دوب...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁰دوهیون با هیجان،شروع کرد به جمع کردنِ...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵⁹_امروز با همیشه فرق داری..یا شاید فقط...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵⁸سعی کردم چشمهامو باز کنم،اما سنگینیِ...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵⁷قبل از اینکه فرصت عقب رفتن پیدا کنم،م...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین