{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تعدادی حشره کوچک در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند.

تعدادی حشره کوچک در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند.

آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند.

یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد می زدند که مرگ و نیستی تنها چیزی است که عاید او میشود، چون هر حشره ای که بیرون رفته بود باز نگشته بود.

وقتی حشره به سطح آب رسید نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.

وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود. حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود. سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود.

تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید که بالای آن ساقه ها کسی نمی میرد ولی نمی توانست وارد آب شود چون به موجود دیگری بدل شده بود.

شاید بیرون رفتن از حصار زندگی فعلی ترسناک باشد، اما مطمئن باشید خارج از این پیله ی وابستگی ها، جهانیست ورای تصور...
دیدگاه ها (۱۵)

ویسگون اعتیاد نمیاره که......وابستگی میاره،به ادمایی که زیا...

طرف داشت واسه بچه ده سالش توضیح میدادکه:زمان ما آب نبود ...گ...

کاش میشد زندگیتکرار داشت . . .لااقل تکرار را یکبار داشت . . ...

بسم الله الرحمن الرحیمقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1) مِن...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneویو الیزابت همه چیز از ان...

حقیقت پنهان پارت ۳ نامجون : زنده است ولی جین : ولی الان نمی‌...

Custom bride part : 3

Six

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت یازدهم: نفوذ به قلمرویِ ممنوعه...

خلاصه لایو امروز تهیونگ در ویورس:🐻🐻 غذا خوردم. با اعضا غذای ...

نام: قرارداد نفرتPart:86ا/ت هنوز پشت ستون ایستاده بود و از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط