《عشق خونین》
پارت ۱۱
سوی جانگ: هیییییی برو عقب
کیوتی ترسید و زود عقب رفت و کنار مبل نشست کمی بدن اش میلرزید
ات : سوی جانگ چرا داد میزنی ببین ترسید
سوی جانگ: خب داشت ترو میبوسید
ات : ای بابا چه اشکالی داره شما این کارو کردین اون میخواست همین کارو بکنه نمیفهمه که کاره اشتباهی هست یا نه
سمته کیوتی رفت و باز هم دست اش را گذاشت رو دست اش
ات : مومشکی نترس کسی کاریت نداره
سویون : اونی حالش خوبه
ات : آره خوبه مومشکی مگه نه
کیوتی نگاه اش را به سویون دوخت که حالش را پرسید و نگران اش بود این هم برای کیوتی اتفاقی خوبی بود .. ات بازم هم کنار
مومشکی نشست روبه سوی جانگ کرد
ات : پاشین برین لباستون رو عوض کنید ای بابا
سوی جانگ: باشه بعدا
ات با صدا کمی بلند داد زد
ات : جانگ پاشو دیگه
سویون : اونی ببین دارم میرم
ات : آفرین دخترم
سویون بلند شد و سوی جانگ هم زود بلند شد
سوی جانگ : ما فرق داریم باهاش پس نمیبینم به اونی ما نزدیک بشی
ات : سوی جانگ ساکت
سوی جانگ خنده ای کرد و سمته اتاق اش رفت ات روبه کیوتی کرد
ات : کیوتی اون همین جوری گفت باشه به دل نگیر باشه
جین : یااااااااااا خسته شدم ات خیلی مهربونی و این مهربونی حالم رو بهم میزد من برم دیگه
ات : نه بمون ناهار بخور
جین : نه میرم دیگه
جین بلند شد و ات هم بلند شد
ات : مومشکی تو بشین من میام
سمته در قدم برداشت و پشته سرش را نگاه کرد که کیوتی به دنیال اش راهی شده بود
ات : مومشکی بشین من میام برو
کیوتی هیچ حرفی نزد و همان جا ایستاد
جین: نیا ات برو به بچت برس من دیگه میرم
ات : هی اینجوری نگو
جین خنده ای کرد و از عمارت خارج شد ات سمته کیوتی رفت و دست اش را گرفت سمته مبل ها رفتن و نشستن
ات : به حرفام گوش بده باشه هر کی کاری کرد تو تکرارش نکن باشه اون دیقه سوی جانگ و سویون منو بوس کردن تو هم بوسم میکردی ولی هیچ اشکالی نداره اگه دو نفر دیگی بودن که همو میبوسید تو نباید فرد کنارش رو ببوسی باشه
کیوتی سری تکون داد و به ات خیره شد
ات : آفرین به حرف اونی خودت گوش بدی باشه
اجوما: دخترم میز ناهار آمادست
ات : باشه بچه ها بیان
روبه مومشکی کرد
ات : کیوتی بریم دست هامون رو بشوریم
مومشکی سری تکون داد و هر دو بلند شد سمته سرویس بهداشتی رفتن
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.