پارت ۴

پارت ۴

_قانون ها رو نگفتن؟؟؟؟ نگفتن تامن اجازه کاری رو ندادم نباید انجامش بدی؟ هوم؟
از پشت میزش بلند شد و اومد سمتم سر جام سیخ وایساده بودم و یک اینچم تکون نخوردم که تو یه سانتیم وایساد دستشو بالا اورد و گونمو نوازش کرد که یه قدم عقب رفتم پوزخندی زد
_ برو بیرون
سریع از اتاقش خارج شدم و رفتم پایین نفس عمیقی کشیدمو رو صندلیه تو آشپزخونه نشستم

ویو جیمین:

از وقتی دیدمش جذبش شدم بدنش برای ازبین بردن نیازم خیلی فوق العادس میتونه برده خوبی باشه لاغر و زریف بود
خیلی سفید بود عالی بود در کل

ویو ا/ت:

وارد اتاقم شدم و رو تختم نشستم قلبم مثل گنجشک تند میزد وقتی نزدیکم شد قلبم شروع به.... اههه ا/ت بس کن چت شده تو ها بلند شدم از اتاق خارج شدم که اوجوما اومد پیشم
#دخترم ارباب کارت داره
+باشه اوجوما
از پله ها رفتم بالا و روبه اتاقش وایسادم تقه ای در زدم
_بیا تو
درو باز کردم و وارد اتاقش شدم و درو بستم
که گفتم
+با من کاری داشتین ارباب
برگشت سمتم و به کرواتش اشاره کرد
_ببندش
آروم نزدیکش شدم و دستم رو به سمت کرواتش بردم که دستشو پشت کمرم حلقه کرد نگاهش رو صورتم میچرخید داشتم کرواتش رو میبستم که بستم کمرم رو ول کرد
_میتونی بری
تعظیمی کردم و از اتاق او مدم بیرون


ویو جیمین:


وقتی داشت کرواتم رو می بست بخاطر اختلاف قدی زیادی که داشتیم رو نوک پاهاش وایساده بود برای اینکه تعادلش از دست ندا دستم رو دور کمرش حلقه کردم
لعنتی خیلی کمرش باریک بود نگاهمو همه جای صورتش چرخوندم خیلی خوشگل بود که کرواتم رو بست و بعدش تعظیم کرد و رفت
این دختر خیلی خاصه لعنتی..... و *خماریییی*

پارت های بعدی اسماته بزارمش یا با مغز جهنمیتون تصورش میکنید؟؟ 😈😈
لایک کنید😘❤
دیدگاه ها (۱۱)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

عشق خیانت انتقام

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

The unwanted roommate

وقتی دوست صمیمی هستین ولی دوست دختر داره ولی یه روز . . ._آر...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت15درد داشت و...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط