در خیال خودم زیر بارانی که نیست میروم با تو به خانه از خی
در خیال خودم زیر بارانی که نیست میروم با تو به خانه از خیابانی که نیست/
مینشینی روبه رویم خستگی در میکنی چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست/
با میخندیو میپرسی؟<که حالت بهتر است>بازمیخندمو می گوییم<گرچه میدانی که نیست>
شعر میخوانم برایت واژه ها گل میکند!یاس و مریم میگزارم توی گلدانی که نیست/
چشم میدوزم به چشمت!میشود آیا کمی دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست؟/
وقت رفتن میشود(با بغض میگویم نرو)پشت پایت اشک میریزم روی ایوانی که نیست/
میروی خانه لبریز از نبودنت میشود باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست/
بعد تو چشم را به هر سو می برم باور اینکه نباشی کار تاسانی که نیست/
مینشینی روبه رویم خستگی در میکنی چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست/
با میخندیو میپرسی؟<که حالت بهتر است>بازمیخندمو می گوییم<گرچه میدانی که نیست>
شعر میخوانم برایت واژه ها گل میکند!یاس و مریم میگزارم توی گلدانی که نیست/
چشم میدوزم به چشمت!میشود آیا کمی دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست؟/
وقت رفتن میشود(با بغض میگویم نرو)پشت پایت اشک میریزم روی ایوانی که نیست/
میروی خانه لبریز از نبودنت میشود باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست/
بعد تو چشم را به هر سو می برم باور اینکه نباشی کار تاسانی که نیست/
- ۲.۲k
- ۱۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط