{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این پستو میزارم که حالیتون بشه که رفیق نبودین

این پستو میزارم که حالیتون بشه که رفیق نبودین

هیچکس تو این مدت سراغی نگرفت

اون ابجیا و داداشایی هم که خیلی ادعاشون میشدلایک کردن

خیلی نامردید

البته من عادت دارم به این چیزا

حیف من که کل مراممو خرج شما کردم

خوش باشید

ازین به بعد دیگه من حرفی نمیزنم فقط پست میزارمو میرم

متاسفم

خدافظ
دیدگاه ها (۳)

قســـــم به اون پـســری که عشقــــش جلو چشمش اتو خورد...و رف...

گُـــــــــــفت: ⇦بـه خُــــــــــــــــــــــــــــــــ...

من اومدددددمممم دهنتون سرویس

اونموقع که ننت تورونگاییده بود ما داشتیم با لاین عشق بازی می...

منشی جدید شرکت

پارت سوم. نامجون: همه چی درست میشه......... پرستار: شما نمیت...

رمان دورترین نزدیک

part17با خنده داشتیم سوار ماشین میشدیم که یهو..دلم تیر کشید ...

پارت 32سودا : من بیرون منتظرم بدو من : اوکی از حموم اومدم بی...

فیک من یک خون آشام هستم ؟! پارت ١١

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط