پارت

پارت۳
وقتی خواهر ناتنیش بودی
درخواستی
سومی:چیشد
جونگکوک:هیچی خب ویسکی بیارم
سومی: او البته فقط سرویس کجاست
جونگکوک:اونور
و سومی رفت همینکه رفت یه‌پیام سرگوشیش اومد که جونگکوک بازش کرد نوشته بود
(عشقم زودتر کار اون جئون لعنتی و تمام کن دیگه و ثروتش و برام بیار اون نباید بفهمه که من مواد قاچا*ق میکنم)
وقتی این پیام و خوند از عصبانیت رگای دستش بیرون زد که سومی اومد بیرون
جونگکوک:عشقت اره(گوشی و میگیره بالا و سومی میبینه)
سومی:جو..جونگکوک بزا توضیح بدم
جونگکوک:چه توضیحی داری ها خیلی وقت بود دنبال بهانه بودم تا یون سوک و بدم دست پلیس بیا اینم بهانه و البته مدرک چون خودش هم گفته مواد نگران نباش پلیسا دارن میان
و وقتی پلیسا اومدن سومی و دستگیر کردن و بعد از سومی هم رفتن سراغ یون سوک و اونم گرفتن شب سختی بود و دیگه صبح بود و جونگکوک خسته شده بود رفت که بخوابه ولی یادش افتاده یوری هنوز زندانیه تو اتاق و بیهوشه ولی دیگه باید بیدار میشد جونگکوک نگران شد چون خیلی وقت بود یوری هنوز بیدار نشده سریع رفت و اتاق و باز کرد و هرچقدر صداش میکرد و تکونش میداد جوابی نمیشنید که یوری و بغل کرد و به بیمارستان برد
.................
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴وقتی خواهر ناتنیش بودیدرخواستی جونگکوک:پرستار کمک کن ح...

پارت۵وقتی خواهر ناتنیش بودیدرخواستیچندردز بعد خاکسپاری شد و ...

پارت۲وقتی خواهر ناتنیش بودیدرخواستی وقتی وارد خونه شد دید جو...

پارت۱وقتی خواهر ناتنیش بودیدرخواستیویو یوریاز خواب بلند شدم ...

وقتی به عنوان عضو نهم ازت برشون‌میاد.سلام من لی یون سوکم.18 ...

دوست پسر دمدمی مزاج

نام فیک: عشق/نفرتPart: 14صبح مارا زود بیدار شد و با وکیلش که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط